چکیده مقاله
کودک آزاری عاطفی به عنوان پنهان ترین و در عین حال ویرانگرترین شکل خشونت خانوادگی در بستر خانواده های پرتنش نمود آشکارتری دارد در چنین محیط هایی کودک قربانی خشونتی می شود که نه فریاد دارد و نه نشانه جسمی اما روان او را به تدریج فرسوده می کند پژوهش حاضر با رویکردی بین رشته ای و تحلیلی تطبیقی به بررسی مفهوم خشونت خاموش در چارچوب روان شناسی رشد و حقوق کودک پرداخته است از دیدگاه روان شناسی مولفه هایی مانند طرد، تحقیر، بی توجهی، تهدید و بی اعتنایی به نیازهای هیجانی بنیان شکل گیری آسیب های عاطفی را فراهم می سازد که در نظریه های دلبستگی بالبی و رشد روانی اجتماعی اریکسون با اختلال در شکل گیری اعتماد، خودارزشمندی و تنظیم هیجان مرتبط دانسته می شود از منظر حقوقی هر چند قانون حمایت از اطفال و نوجوانان مصوب ۱۳۹۹ گامی مهم در جهت حمایت از کودکان است اما خلاهای جدی در تعریف، شناسایی و اثبات کودک آزاری عاطفی وجود دارد نظام قضایی در ایران عمدتا بر آسیب های جسمی تمرکز دارد و مصادیق روانی و عاطفی کمتر قابلیت پیگرد قانونی یافته اند در تحلیل نهایی خشونت خاموش به منزله زنجیره ای از بی اعتنایی های مزمن در روابط خانوادگی معرفی می شود که پیامدهای کوتاه مدت آن اضطراب، شب ادراری و پرخاشگری و نتایج بلندمدت آن افسردگی، خودپنداره پایین و ناتوانی در ایجاد روابط عاطفی سالم است بر اساس یافته ها اصلاح مواد قانونی برای شناسایی آسیب های روانی، آموزش والدین در زمینه سواد هیجانی و تشکیل نهادهای بین رشته ای حقوقی روان شناختی جهت مداخله زودهنگام از الزامات پیشگیری از این نوع خشونت به شمار می آید
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�هیلی پور، فاطمه زهرا،1404،خشونت خاموش؛ بررسی مفهومی، روان شناختی و حقوقی کودک آزاری عاطفی در خانواده های پرتنش،دومین همایش ملی امیدآفرینی ،پایداری اجتماعی با رویکرد محرومیت زدایی،اصفهان
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش ملی امیدآفرینی ،پایداری اجتماعی با رویکرد محرومیت زدایی19 آبان 1404 · اصفهان