چکیده مقاله
نظریه رشد شناختی پیاژه می تواند معلمان را، در آموزش و برخورد درست با دانش آموزان سن های گوناگون از جهت های مختلف کمک نماید روش آموزشی مبتنی بر نظریه پیاژه باید بر یادگیری اکتشافی متمرکز باشد در این روش یادگیری، کودکان دانش را شخصا کشف می کنند، نه از راه توضیح و توصیف معلم این روش برای کودکان سن های پایین از بهترین روشهای یادگیری است، زیرا امکان تجربه دست اول را برای آنها فراهم می آورد ظرفیت کودکان برای برخورد با تجارب جدید بتدریج پخته تر و پیچیده تر می شود از نظر پیاژه کودکان گیرندگان منفعل محرک ها نیستند آنها فعالانه با محیط اطراف تعامل دارند و تجارب فعالشان، زمینه ساز ارتقای کارکردها و کنش های شناختی آنان می شوند بنابراین رشد شناختی کودک علاوه بر اطلاعاتی که به طور مستقیم و رسمی از والدین و معلمانش دریافت می نماید به تجارب خودش نیز بستگی دارد با توجه به تعامل طبیعت و تجربه، انسان ها تحت چهار مرحله جدا از نظر رشد شناختی پیشرفت می کنند: ۱ مرحله حسی–حرکتی تولد تا دو سالگی ۲ مرحله پیش عملیاتی ۲ تا ۷ سالگی ۳ مرحله عملیات عینی ۷ تا ۱۱ سالگی ۴ مرحله عملیات صوری ۱۱ سالگی به بعد این مراحل گونه های مختلف تفکر را از لحاظ کیفی نشان می دهند که طی یک ترتیب ثابت رخ می دهد بطوریکه در تمام کودکان یکسان است با این وجود کودکان بنا به تجاربشان ممکن است با سرعت کم یا زیاد از این مراحل عبور کنند و بنابراین دامنه سنی مربوط به هر مرحله به میانگین سنی برمی گردد پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه بین مراحل چهارگانه رشد شناختی پیاژه با سبک یادگیری کودکان انجام شد در پژوهش حاضر از روش تحقیق کیفی کتابخانه ای استفاده شد و نتیجه به دست آمده بر اهمیت و تاثیر مراحل چهارگانه رشد شناختی کودک و نوجوان در یادگیری آنان تاکید داشت
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�بدی، پریا،1404،بررسی رابطه بین مراحل چهار گانه رشد شناختی پیاژه با سبک یادگیری کودکان،سومین کنفرانس ملی تحقیقات میان رشته ای در علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره و مطالعات فرهنگی،اردبیل
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین کنفرانس ملی تحقیقات میان رشته ای در علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره و مطالعات فرهنگی22 آبان 1404 · اردبیل