چکیده مقاله
حکمروایی محلی به عنوان یکی از ارکان توسعه سیاسی و اجتماعی در ایران بر پایه نظام شورایی طراحی و در قانون اساسی تثبیت شده است شوراهای اسلامی شهر و روستا بر اساس اصول ۷ و ۱۰۰ تا ۱۰۶ قانون اساسی وظیفه دارند با مشارکت مردم اداره امور محلی را برعهده گیرند و به بهبود کیفیت حکمرانی کمک کنند با وجود این ظرفیت قانونی تجربه بیش از دو دهه فعالیت شوراها نشان می دهد که میان ظرفیت های بالقوه این نهادها و واقعیت های موجود در عملکردشان فاصله معناداری وجود دارد هدف این پژوهش تحلیل ظرفیت ها و آسیب شناسی واقعیت های حکمروایی محلی در ایران با تاکید بر شوراهای اسلامی است روش تحقیق توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعه اسنادی و تحلیل محتوای قوانین و پژوهش های پیشین است یافته های تحقیق نشان می دهد که محدودیت اختیارات قانونی، شوراها، تداخل نهادی با ساختار متمرکز دولتی، نبود منابع مالی پایدار، ضعف در تخصص و حرفه ای سازی اعضا و کاهش اعتماد عمومی از مهمترین موانع تحقق حکمروایی مطلوب محلی هستند نتایج پژوهش حاکی از آن است که اصلاح ساختاری در اختیارات شوراها، افزایش شفافیت و پاسخ گویی، تقویت منابع مالی مستقل و آموزش تخصصی اعضا می تواند به ارتقای جایگاه شوراها در حکمروایی محلی و تحقق اهداف قانون اساسی منجر شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�حمتی، صدرا،1404،تحلیل و آسیب شناسی ظرفیت ها و واقعیت های حکمروایی محلی در ایران (با تاکید بر نظام شورایی)،یازدهمین کنفرانس ملی و چهارمین کنفرانس بین المللی برنامه ریزی و مدیریت شهری،مشهد
ارائهشده در
مجموعه مقالات یازدهمین کنفرانس ملی و چهارمین کنفرانس بین المللی برنامه ریزی و مدیریت شهری14 آبان 1404 · مشهد