چکیده مقاله
با رشد پیچیدگی زندگی شهری، فضاهای عمومی و بهویژه ایستگاه های مترو در کانون توجه نظریه پردازان و طراحان شهری قرار گرفته اند مترو دیگر صرفا یک زیرساخت حمل و نقلی نیست، بلکه به بستری تبدیل شده است که تجربه زیسته، نظم اجتماعی، معناهای فرهنگی و تعاملات انسانی در آن شکل می گیرد پژوهش حاضر با هدف ازتعریف این فضاها، به واکاوی مفهوم ایستگاه مترو از منظر نظریه هتروتوپیا فوکو و ادراک فضایی لینچ می پردازد؛ دو چارچوب مفهومی که امکان تحلیل لایه های پنهان و غیرعملکردی فضا را فراهم می سازند روش تحقیق به صورت کیفی و مبتنی بر مرور تحلیلی منابع داخلی و خارجی بوده است با تحلیل ۲۰ مقاله منتخب و انجام تحلیل کیفی و مضمون، مضامین کلیدی شامل ادراک فضایی، فضای زیرسطح، ایستگاه مترو، مترو، تعامل اجتماعی و حس تعلق شناسایی و تحلیل شدند یافته ها نشان دادند که ایستگاه های مترو واجد ظرفیت هایی برای شکل گیری فضاهای هتروتوپیک و معنادار هستند، مشروط بر آنکه طراحی آنها با در نظر گرفتن تجربه کاربر، هویت فرهنگی و عناصر خوانایی فضایی انجام گیرد در گام نهایی، چارچوبی مفهومی عملیاتی مبتنی بر تعامل میان مفاهیم نظری و یافته های تحلیلی تدوین شد که امکان تحلیل و طراحی ایستگاه های مترو به مثابه فضای شهری چندلایه و اجتماعی را فراهم می سازد این پژوهش می کوشد با تلفیق دیدگاه های انتقادی، رویکردهای کاربرمحور و تحلیل های بین رشته ای، گامی در راستای ارتقای کیفیت فضایی در زیرساخت های شهری بردارد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
قدسی، نرگس و خسروی، سهیل،1404،واکاوی ایستگاه مترو به مثابه هتروتوپیای شهری با تاکید بر ادراک فضایی،چهاردهمین همایش بین المللی ایده های نوین در معماری، شهرسازی، جغرافیا و محیط زیست پایدار،مشهد
ارائهشده در
مجموعه مقالات چهاردهمین همایش بین المللی ایده های نوین در معماری، شهرسازی، جغرافیا و محیط زیست پایدار18 خرداد 1404 · مشهد