چکیده مقاله
مذهب، نهادهای مذهبی و آموزه های دینی یکی از مهمترین عواملی محسوب می شوند که با نقشی کنشگرانهدر منازعات ملی و بین المللی به ایفای نقش می پردازند در طول جنگ سرد مطالعات مربوط به نقش مذهب بهعنوان عاملی تاثیرگذار در کشمکش های ملی و بین المللی مغفول واقع شد؛ پس از آن نیز با وجودی که اضمحلال بلوک شرق،شوکی از غافلگیری غیرمنتظره برای ناسیونالیسم سرکش به همراه آمد اما مذهب همچنانبه عنوان موضوعی فرعی نادیده گرفته شد و اگر هم جایگاهی در تحقیقات علوم انسانی داشت از ماهیتی بی انتظام رنج می برد مطالعات تطبیقی مدون در ارتباط با بنیان های مروج صلح بسیار اندک بوده و تلاش هایانجام شده بدون توجه به اصل تنوع و پراکندگی گروه های مذهبی،فاقد عاملیت بوده است در جهان امروز کهعقلگرایی و عملگرایی در همه جوامع آن دیده می شود تنها یک نظام معناگرایانه دینی می تواند با کم رنگ کردن وابستگی ها و گرایشات ملی گرایانه، از طریق پذیرش هنجارهای عرفی تا حد زیادی از هماوردی ها و منازعات بکاهد؛ از طرفی یادمان باشد که مذهب گاه خود نیز می تواند با اعمال اثرات متضاد و دو پهلو به این مناقشات دامن بزند تعداد پیروان هر مذهب به همراه ویزگی های جغرافیایی واحدهای سرزمینی تحت استیلای آن مهمترین عامل در تخفیف یا تشدید آثار زیانبار حاصل از منازعات منتهی به تفرقه ملی محسوب می شود اسلام، مسیحیت، یهودیت، هندوئیسم و بودیسم بارزترین ابزارهای کاهش گسست های قومی محسوب میشوند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�فیعی پور، مهدی،1401،دین، جنگ، صلح و اخلاق جهانی،هفتمین کنفرانس بین المللی علوم اسلامی، پژوهش های دینی و حقوق،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات هفتمین کنفرانس بین المللی علوم اسلامی، پژوهش های دینی و حقوق31 شهریور 1401 · تهران