چکیده مقاله
نقطه اساسی در نظام فکری شهید مطهری، این است که نوع انسان دارای نوع خاصی از آفرینش نسبت به سایرموجودات است این نوع خاص که در ادبیات دینی فطرت نام دارد، دارای یک سلسله گرایشها و ادراکاتی است که مبنای مشترک خلقت واحد تمام انسانهاست؛ به این معنا که همه انسانها در مبدا و ابتدای خلقت دریک مرتبه قرار دارند حال انسانهایی که مبدا واحدی دارند و وسیله های آنان برای رسیدن به هدف نیز واحد است پس باید دارای یک هدف معین باشند که همان غایت اخیر الهی شدن است از سوی دیگر نیز انسان دارای یک سری ویژگیهایی است که فقط در اجتماع انسانی میتواند آنها را به منصه ظهور برساند بدین ترتیب در این دنیا، انسان در جامعهای زندگی میکند که ممکن است افراد آن باهم تفاوت داشته باشند اما جوامع و افراد در سرنوشت یکدیگر مشترک و مسئولاند از این حیث که از یک سو انسانها جامعه را میسازند و از سوی دیگر جامعه بر فرد اثرگذار است و به وی شکل میدهد در این گفتار به این مطلب پرداخته می شود که جوامع نیز مانند همین نوع انسان رشد و افول دارند، فطرت دارند و خلاصه اینکه به عنوان یک موجود حقیقی اصیل در این دنیا وجود دارند و دارای حیات و ممات هستند روش انجام این پژوهش به صورت کتابخانه ای بوده و در گردآوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای و آنلاین استفاده شده است به عنوان نتیجه مطرح می شود که درمجموع شهید مطهری انسان شناسی و فطرت را پایه و اساس زندگی اجتماعی میداند و قائل است که برای اصلاح جامعه باید به فطرت انسانها توجه کرد؛ تا در پی آن جوامع اصلاح شوند و خود این جوامع افرادشان را اصلاح و تربیت کنند تا اینکه در یک سیر درمجموع صعودی به سرمنزل نهایی یعنی الهی شدن و قرب الی الله برسند و مراتب کمال را به دست آورند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�هبازی پور، محمدمجید و بهزادنسب، محمدامین،1398،نظریه فطرت و تکامل اجتماعی از دیدگاه شهید مرتضی مطهری،دومین کنفرانس ملی علوم اسلامی و پژوهش های دینی،مشهد
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین کنفرانس ملی علوم اسلامی و پژوهش های دینی31 تیر 1398 · مشهد