چکیده مقاله
مسئله شناخت یکی از مهم ترین مسائل جهان فلسفه در طول تاریخ تفکر فلسفی فیلسوفان شرق و غرب بوده است سرآغاز شناخت انسان از مرحله ادراک حسی او به واسطه حواس پنج گانه است در این مرحله او از شناخت، انسان تنها به اعراض دسترسی دارد از این رو پژوهش حاضر در صدد است تا نقش و رابطه ادراک اعراض با شناخت انسان را از منظر دو فیلسوف بزرگ جهان اسلام یعنی سهروردی و ملاصدرا مورد بررسی تطبیقی قرار دهد و در ابتدا به این پرسش پاسخ دهد که آیا اعراض قابلیت شناخت حقیقی را دارند؟ و این اعراض چه جایگاه و نقشی در حصول مراتب شناخت انسان ایفا می کنند؟ آن چه مسلم است آن است که شناخت از مهم ترین مسائل فلسفی این دو فیلسوف است و هرکدام با روش و نگاهی منحصر به فرد در این مسئله سود جسته اند سهروردی ادراک اعراض را سرآغاز شناخت ما در مرحله علم حصولی و مرحله دیگر آن یعنی مرحله علم حضوری می داند به این نحو که در علم حصولی شناخت ما محدود به اعراض و در علم حضوری زمینه علم به هر امری است ملاصدرا نیز اعراض را سرآغاز شناخت و علم حصولی انسان و آنها را زمینه ی انشاء صور حسی و مفاهیم کلی و عالی می داند همان طور که می بینیم می توان با یافتن موارد مشترک و نزدیک به هم در افکار این دو فیلسوف، راه گفت و گو میان دو تفکر اشراقی و صدرایی گشود و از ظرفیت های موجود در نظریات هر دو فیلسوف در ارائه نظریه جدید در خصوص علم، بهره برد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ارعی، حدیث و شریفی، حکیم،1399،نقش و رابطه ادراک اعراض با شناخت انسان از منظر سهروردی و ملاصدرا،سومین کنفرانس بین المللی علوم اسلامی، پژوهش های دینی و حقوق،کرج
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین کنفرانس بین المللی علوم اسلامی، پژوهش های دینی و حقوق30 شهریور 1399 · کرج