چکیده مقاله
فخر رازی در تفسیر کبیر خود، با تعبیری نو از معنای خلق و امر تاثیر شگرفی بر مفسرین پس از خود گذاشته است وی خلق را به معنای آفرینش امور جسمانی و امر را به معنای آفرینش موجودات مجرد دانسته است و با استفاده از همین تعبیر بر تجرد روح استدلال آورده است علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در ابتدا امر را به معنای ایجاد روابط و آثار بین موجودات دانسته است اما در ادامه تفسیر خود به نظر فخر رازی نزدیک شده و امر را آفرینش امور بی تدریج و خلق را آفرینش امور تدریج بردار دانسته است تفاوت نظر علامه و فخر در آن است که از نظر فخر عالم خلق و عالم امر و موجودات آن اموری منحاز و جدا از یکدیگرند اما علامه طباطبایی بر این باور است که به یک شیء می توان از دو جهت نظر کرد و اشیاء موجوداتی دو وجهی اند که وجهی تدریج بردار دارند و وجهی بی تدریج، در نتیجه تفکیکی بین عالم خلق و امر نیست و یک شیء از یک جهت خلق است و از جهت دیگر امر خداست تفسیر علامه طباطبایی از امر صحیح است اما در آیات گاهی خلق به معنای مطلق آفرینش و نه آفرینش تدریجی به کار رفته است و این معنا مورد غفلت علامه واقع شده است با دقت و تامل در آیات قرآن روشن می گردد که واژه خلق به دو معنا بکار رفته است: مطلق آفرینش و آفرینش تدریجی، در این پژوهش معنای اول را خلق مقسمی و معنای دوم را خلق قسمی نامیده ایم با این تکمله می توان از دیدگاه علامه طباطبایی در باب قسیم بودن عالم خلق و امر نسبت به یکدیگر دفاع کرد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
کتابچی، فاطمه سادات و ورزدار، کرامت،1397،نقد و بررسی دیدگاه فخر رازی و علامه طباطبایی در باب نسبت عالم امر و خلق،کنفرانس ملی علوم اسلامی و پژوهش های دینی،کرج
ارائهشده در
مجموعه مقالات کنفرانس ملی علوم اسلامی و پژوهش های دینی31 شهریور 1397 · کرج