چکیده مقاله
درد مزمن یکی از شایع ترین مشکلات سلامت است که علاوه بر پیامدهای جسمانی با اختلالات روان شناختی نظیر افسردگی و اضطراب ارتباط تنگاتنگی دارد رویکردهای نوین درمانی به ویژه مدل زیستی روانی اجتماعی بر نقش مداخلات فیزیوتراپی فراتر از بازتوانی جسمی تاکید دارند هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر مداخلات فیزیوتراپی بر سلامت روان بیماران مبتلا به درد مزمن با تاکید بر نقش میانجی افسردگی و اثر فعالیت بدنی درمانی بر اضطراب بود این پژوهش از نوع کمی کاربردی و تحلیلی بوده و با استفاده از طرح شبه تجربی همبستگی پیشرفته انجام شد جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به درد مزمن اسکلتی عضلانی مراجعه کننده به کلینیک های فیزیوتراپی بود که تعداد ۱۵۰ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس دیداری درد VAS ، پرسشنامه افسردگی بک BDI II ، پرسشنامه اضطراب اسپیلبرگر و پرسشنامه سلامت عمومی GHQ ۲۸ بود تحلیل داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و تحلیل معادلات ساختاری انجام شد یافته ها نشان داد بین شدت درد مزمن و افسردگی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد همچنین مداخلات فیزیوتراپی موجب کاهش معنادار افسردگی و اضطراب شده و افسردگی نقش میانجی معناداری در رابطه بین درد مزمن و سلامت روان ایفا می کند نتایج حاکی از آن است که فعالیت بدنی درمانی تاثیر قابل توجهی در کاهش اضطراب بیماران دارد در مجموع نتایج این پژوهش بر ضرورت توجه همزمان به ابعاد جسمانی و روانی در برنامه های فیزیوتراپی تاکید داشته و ادغام مداخلات سلامت روان در خدمات فیزیوتراپی می تواند اثر بخشی درمان درد مزمن را به طور معناداری افزایش دهد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
در صورتی که می خواهید در اثر پژوهشی خود به این مقاله ارجاع دهید، به سادگی می توانید از عبارت زیر در بخش منابع و مراجع استفاده نمایید: پیری امیرحاجلو، مبینه،1404،بررسی تاثیر مداخلات فیزیوتراپی بر سلامت روان بیماران مبتلا به درد مزمن با تاکید بر افسردگی و اضطراب،چهارمین کنفرانس بین المللی دانشجویان بهداشت و علوم سلامت ایران،تهران،https://civilica.com/doc/2636205
ارائهشده در
مجموعه مقالات چهارمین کنفرانس بین المللی دانشجویان بهداشت و علوم سلامت ایران30 بهمن 1404 · تهران