چکیده مقاله
این پژوهش با هدف تبیین مدلی بومی برای بازسازی تعادل تنفسی، عصبی و ادراکی انسان شهری در شرایط آلودگی هوا انجام شده است افزایش تماس با ذرات PM۲ ۵ و PM۱۰ از عوامل اصلی بروز استرس اکسیداتیو، فعال شدن HPA و کاهش تغییرپذیری ضربان قلب HRV به شمار می رود؛ بر این اساس تنفس نه تنها فرایند تبادل اکسیژن بلکه سازوکاری انرژیایی ادراکی در تنظیم هماهنگی مغز قلب و پایداری روانی تلقی می شود محور پایه نظری تحقیق بر آموزه های مکتب ماساژ «تعادل» استوار است؛ مکتبی که توسط وحید نثاری، درمانگر و پژوهشگر ایرانی با تجربه چند ساله در زمینه ماساژ درمانی و طب سنتی بنیانگذاری شده و هدف آن بازیابی هوشمندی درونی بدن از طریق ایجاد تعادل در گردش انرژی و هماهنگی ادراکی در محور ریوی است پژوهش با روش تحلیل بین رشته ای و تلفیق داده های علوم اعصاب، خودکار فیزیولوژی سلولی و آموزه های درمانی مکتب تعادل انجام شده است مرور یافته های اخیر درباره مسیرهای Nrf۲ KEAP۱ و محور واگال تنظیمی مبنای طراحی مدل فیزیولوژیکی ادراکی تنظیم انرژی تنفسی قرار گرفت یافته ها نشان می دهد که لمس ریتمیک و تنفس هدایت شده به عنوان مداخلات همزمان فیزیولوژیکی و انرژیایی می توانند از طریق بازتنظیم محور واگال، فعال سازی ژن های Nrf۲ و افزایش ATP موجب کاهش کورتیزول و افزایش تاب آوری روانی فیزیولوژیکی گردند این نتایج موید همگرایی میان علم فیزیولوژی مدرن و نظام ادراکی انرژی محور بدن بوده و مسیر تلفیق مکتب ماساژ تعادل با راهبردهای نوین سلامت شهری را هموار می سازد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
در صورتی که می خواهید در اثر پژوهشی خود به این مقاله ارجاع دهید، به سادگی می توانید از عبارت زیر در بخش منابع و مراجع استفاده نمایید: نثاری، وحید،1404،تنظیم انرژی تنفسی در شهرهای آلوده مدلی فیزیولوژیکی ادراکی بر پایه مکتب ماساژ تعادل،چهارمین کنفرانس بین المللی دانشجویان بهداشت و علوم سلامت ایران،تهران،https://civilica.com/doc/2636167
ارائهشده در
مجموعه مقالات چهارمین کنفرانس بین المللی دانشجویان بهداشت و علوم سلامت ایران30 بهمن 1404 · تهران