چکیده مقاله
فضای تاریخی شهرها به عنوان تجلی گاه حافظه جمعی، روایت های فرهنگی، و لایه های متعدد زمانی، بستری برای فهم هویت شهری به شمار می رود در دهه های اخیر، رویکردهای نوین در مطالعات شهری، به ویژه در حوزه علوم انسانی، به دنبال بازخوانی فضاهای تاریخی از منظری فراتر از توصیف کالبدی و کارکردی بوده اند یکی از این رویکردها، نظریه بینامتنیت است که ابتدا در حوزه ادبیات شکل گرفت و سپس در مطالعات فرهنگی، هنر و معماری نیز به کار گرفته شد بینامتنیت، هر متن یا پدیده فرهنگی را در شبکه ای از ارجاعات، پیوندها و بازتاب های متنی دیگر می بیند در این راستا، فضای تاریخی شهر نیز همچون متنی قابل خوانش در نظر گرفته می شود که در آن نشانه ها، نمادها، فرم ها و الگوهای کالبدی، در تعاملی بینامتنی با گذشته، حال و آینده قرار دارند این مقاله با هدف بررسی امکان پذیری و کارآمدی رویکرد بینامتنیت در تحلیل و بازخوانی فضاهای تاریخی شهری، ابتدا به تبیین مفاهیم نظری این رویکرد پرداخته و سپس با بهره گیری از روش تحلیل کیفی، نمونه هایی از فضاهای تاریخی در بافت های شهری ایران مانند میدان نقش جهان اصفهان یا بازار تبریز را مورد مطالعه قرار می دهد نتایج این بررسی نشان می دهد که فضاهای تاریخی واجد شبکه ای از متون معنایی اند که می توان از طریق آن ها لایه های مختلف فرهنگی، اجتماعی و زیبایی شناختی شهر را بازیابی کرد این نوع خوانش، نه فقط به احیای فیزیکی فضاها، بلکه به بازآفرینی معنایی و هویتی آن ها نیز کمک می کند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�براهیمی دهکردی، امین و صادقی، فاطمه،1404،بازخوانی فضای تاریخی شهر با رویکرد بینامتنیت؛ با تاکید بر لایه های تاریخی شهر،دومین همایش ملی نقش معماری و شهرسازی بر گردشگری شهرهای مرزی،ارومیه
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش ملی نقش معماری و شهرسازی بر گردشگری شهرهای مرزی28 بهمن 1404 · ارومیه