چکیده مقاله
مولوی و ارشادی را از صفت های اوامر و نواهی می دانند نه از احکام حیطه اوامر مولوی اکثرا عبادات را شامل می گردد که عقول از درک و توجه آن قاصر می باشد و حتی می توان این چنین اذعان نمود که امر مولوی منحصرا به عبادات می باشد به همین ترتیب تقسیم بندی اوامر به ارشادی و مولوی از مباحث و مسائلی می باشد که مدت طویلی از راهیابی آنها به اصول فقه نگذشته است اگر در دوران کنونی شباهت ها و تفاوت های امر مولوی و ارشادی از دیدگاه شیعه و سنی به درستی تبیین گردد و افراد نسبت به مسایل شرعی خود، آگاهی پیدا کنند، هم از نظر اعتﻘادی و هم از نظر احکام دین، پذیرش بهتری خواهند داشت و همچنین در رشد معنویت مخاطب اثرگذارتر است این ضرورت نگارنده را بر آن واداشت تا در این اثر با روشی توصیفی تحلیلی به تحلیل امر مولوی و ارشادی از دیدگاه فریقین بپردازد تا از قبل آن این اهداف محقق گردد؛ تﻘویت روح عبادی و معنویت در مخاطبین، تغییر نگرش نسبت به اوامر حاکم شرع و در نهایت نگارنده در این تحقیق بدین نتیجه رسیده است که از نگاه فریقین در حکم مولوی ترتب ثواب بر امتثال و ترتب عقاب بر مخالفت و عصیان آن است برخلاف حکم ارشادی که شارع مقدس به عنوان مولا به انگیزه بر انگیختن مکلف بر فعل یا ترک، آن حکم را صادر کرده است همچنانکه در حکم مولوی جهت صدور حکم، مولویت است نه مرشد و ناصح بودن، برخلاف حکم ارشادی
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�یخ زاده تکابی، نساء و کیانی، عمران،1400،تحلیل امر مولوی و ارشادی از دیدگاه فریقین،یازدهمین همایش ملی پژوهش های مدیریت و علوم انسانی در ایران،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات یازدهمین همایش ملی پژوهش های مدیریت و علوم انسانی در ایران19 اسفند 1400 · تهران