چکیده مقاله
ما در جهانی زندگی می کنیم که به سرعت در حال تغییر و رشد می باشد وهمه ی افراد مجبور هستند برای رسیدن به اهداف خود با این تغییرات مواجه شوند این تغییرات تنها در مورد افراد صدق نمیکند و سازمان ها نیز از آن مستثنا نیستند بدون تردید مدیریت، موتور توسعه و موفقیت سازمان ها است لذا این توسعه در گرو منابع انسانی هر سازمان می باشد بزرگترین سرمایه ی استراتژیک هر سازمان، سرمایه های انسانی آن است اگر سازمان ها دارای روح و هویت می باشند و با قدرت هرچه تمام تر به سمت رسوخ در دنیای پیرامون خود می روند بدلیل وجود کارکنانی است که مسایل فراروی سازمان و مدیران را شناسایی کرده و برای حل آنها ارایه طریق می کنند زمانی که سازمانی دچار افسردگی می شود رکود و یکنواختی در تمام نقاط سازمان رسوخ می کند لذا معضلاتی از جمله سردرگمی، کارکردهای بد، رقابت داخلی، عملکرد ضعیف، قفل شدن و عدم تعهد شغلی پدید می آید افسردگیدر واقع یک محرومیت و ناکامی از دستیابی به اهدافی است که هر سازمان یا کارکنان آن بنا بر شرایط و وضعیت موجود با آن مواجهه می شوند و این موضوع می تواند علاوه بر تضعیف جایگاه و عملکرد سازمان باعث آثار سوء بر بهره وری و نتیجتا دل سردی از موقعیت شغلی کارکنان سازمان باشد یک کارمند متعهد به کسی گفته می شود که کاملا مجذوب و علاقه مند به کار خود باشد و برای بهبود در عملکرد خود بکوشد در این پژوهش تاثیرات مخرب بیماری افسردگی سازمانی بر میزان عملکرد و تعهد شغلی در سازمان ها مورد بررسی قرار می گیرد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
میرزاده، نگار السادات و اسلامی، سعید و جعفری، مریم،1397،بررسی تاثیر افسردگی سازمانی بر میزان تعهد شغلی کارکنان در سازمان،اولین همایش بین المللی مدیریت و مهندسی /مقدماتی،تهران