چکیده مقاله
بسیاری از معلمان سیاست گذاران و دانشمندان اینک اعتقاد دارند که علوم اعصاب اطلاعاتی را در اختیار ما قرارمی دهد که با تعلیم و تربیت مرتبط است مغز ما منعطف است، یعنی پیوندها و ساختار آن با کسب تجربه تغییرمی کنند و دگرگون می شوند، اما بیشترین تغییر در دوران کودکی و نوجوانی اتفاق می افتد علاقه قابل توجهیبه شناخت ابعاد رشد مغز وجود دارد به ویژه از آن جهت که ممکن است چنین شناختی بر تغییرات حاصله درآمادگی فرد برای پاسخ به محرک های محیطی شامل آنچه آموزش و پرورش رسمی فراهم می کند دلالت داشتهباشد اکثر سلول های عصبی ما بزرگسالان در طول سه ماه پس از تشکیل نطفه به وجود آمده اند فقط در دومنطقه یعنی هیپوکامپ و مخچه تولید سلول های عصبی پس از تولد نیز ادامه می یابد شواهدی وجود دارد کهتکوین سلول عصبی، تولد سلول های عصبی، حتی در دوران بزرگسالی نیز ادامه می یابد اگر چه اهمیت واقعیآن از نظر یادگیری هنوز روشن نیس ت قطعات پیشانی مغز بیش از سایر مناطق آن با انواع پردازش های عالی ترمغز که با تعلیم و تربیت تقویت می شوند سرو کار دارد این قطعات همراه با مناطق آهیانه ای تا اواخر دورهنوجوانی هنوز هم در معرض تغییرات شدید ساختاری قرار دارند بنابراین یافته های علمی حاکی از آن هستندکه می توان همه دوران کودکی شامل دوران نوجوانی را زمانی ویژه برای یادگیری تلقی کرد همچنین گرچهتغییرات در دوره بزرگسالی در مقایسه با دوران کودکی از شدت کمتری برخوردار است ولی مغز به تغییر و رشدخود در دوران بزرگسالی نیز ادامه می دهد کاهش حجم ماده خاکستری در دهه سوم عمر در برخی از مناطقمغز، اما نه در همه مناطق قابل ردیابی است به طوری که این کاهش با افزایش سن بیشتر می شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
کفیلیان یزدی، علی،1403،ارتباط علوم اعصاب با علوم تربیتی،دهمین کنگره بین المللی تحقیقات بین رشته ای در علوم انسانی اسلامی، فقه، حقوق و روانشناسی،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات دهمین کنگره بین المللی تحقیقات بین رشته ای در علوم انسانی اسلامی، فقه، حقوق و روانشناسی31 مرداد 1403 · تهران