چکیده مقاله
دردهای مزمن یکی از شایع ترین مشکلات حوزه سلامت هستند که نه تنها بر عملکرد جسمانی بیماران تاثیر منفی می گذارند، بلکه پیامدهای روان شناختی مخربی از جمله اضطراب و افسردگی را نیز به همراه دارند پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر کاهش علائم اضطراب و افسردگی در این دسته از بیماران انجام شده است این مطالعه به صورت مروری و با تحلیل داده های حاصل از پژوهش های پیشین صورت گرفته است درد مزمن به عنوان یک تجربه حسی و عاطفی ناخوشایند، چرخه ای معیوب از افکار منفی، کاهش فعالیت و انزوای اجتماعی ایجاد می کند که به تشدید علائم روان شناختی منجر می شود درمان شناختی رفتاری با هدف قرار دادن الگوهای فکری ناکارآمد و رفتارهای ناسازگارانه، به بیماران کمک می کند تا راهبردهای مقابله ای موثری را در برابر درد اتخاذ نمایند نتایج بررسی ها نشان می دهد که مداخلات شناختی رفتاری از طریق بازسازی شناختی، آموزش آرام سازی، و فعال سازی رفتاری، نقش بسزایی در کاهش سطح اضطراب و بهبود خلق و خوی بیماران مبتلا به دردهای مزمن ایفا می کنند همچنین، این رویکرد درمانی باعث افزایش پذیرش درد و ارتقای کیفیت زندگی این افراد می شود با توجه به یافته های این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که ادغام درمان های روان شناختی، به ویژه رویکرد شناختی رفتاری، در کنار درمان های پزشکی برای مدیریت جامع دردهای مزمن امری ضروری است این امر نیازمند توجه بیشتر متخصصان حوزه سلامت به ابعاد روان شناختی درد و ارائه خدمات مشاوره ای و روان درمانی به بیماران می باشد تا بتوانند با کیفیت بهتری به زندگی روزمره خود ادامه دهند و از بار روانی بیماری کاسته شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�رویشی، ساناز،1405،بررسی اثربخشی درمان شناختی-رفتاری بر کاهش علائم اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به دردهای مزمن،دوازدهمین کنفرانس بین المللی و سیزدهمین کنفرانس ملی یافته های نوین در مدیریت، روان شناسی و حسابداری،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات دوازدهمین کنفرانس بین المللی و سیزدهمین کنفرانس ملی یافته های نوین در مدیریت، روان شناسی و حسابداری31 اردیبهشت 1405 · تهران