چکیده مقاله
وجه مشترک ادبیات و روان شناسی به ویژه روان کاوی، مطالعه جنبه ذهنی انسان است و وظیفه ای که در روان شناسی برای ادبیات تعریف شده ایجاد تعادل روانی یا در واقع عادت متعادل روانی در فرد است اگر بپذیریم که استعداد رویاپرداز و ناهشیار شاعر و نویسنده در خدمت آفرینش اثر برای تسکین و رفع حالات عدم تعادل دنیای درونی وی و در واقع، خوددرمانی ناهشیار قرار می گیرد پس این آفرینش محتملا تجلی اراده شاعر یا نویسنده برای دست یابی به تندرستی است و می تواند اثری مشابه در مخاطب ایجاد کند خوشبختانه بسیاری از آثار ادبی ایران، مانند منظومه مورد بررسی در پژوهش حاضر، از ظرفیت قابل قبولی برای تحلیل های روان شناختی برخوردارند و از این طریق می توان به شناخت بهتری از جهان بینی و شخصیت نویسنده و ویژگی های محیط و جامعه او و البته فرهنگ نیاکان و مکنونات شخصیت جمعی آن قوم دست یافت یافته های این تحقیق موید آن است که بانوگشسپ با بهره مندی از سطح بالای فضایل اخلاقی، الگویی از زن موفق اقوام ایرانی و ارزش مندی زنان در فرهنگ اصیل و باستانی این سرزمین است روش گردآوری اطلاعات در این جستار، کتابخانه ای است؛ که جهت جمع آوری این اطلاعات در زمینه مبانی نظری و ادبیات تحقیق، از کتاب های مورد نیاز، مقالات و اینترنت و برای استخراج داده های اصلی تحقیق، از متن منظومه «بانوگشسپ نامه» استفاده شده؛ روش تحقیق توصیفی تحلیلی است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
میری، فهیمه،1402،مطالعه موردی شخصیت یل بانوی منظومه «بانوگشسپ نامه» بر پایه رویکرد روان شناختی،چهارمین کنفرانس بین المللی مطالعات نوین در علوم انسانی، علوم تربیتی، حقوق و مطالعات اجتماع�
ارائهشده در
مجموعه مقالات ششمین کنفرانس بین المللی مطالعات نوین در علوم انسانی، علوم تربیتی، حقوق و مطالعات اجتماعی30 مهر 1403