چکیده مقاله
آموزش معارف اسلامی در نظام های تربیتی رسمی، به ویژه در مدارس، از دیرباز یکی از ارکان اصلی شکل دهی به هویت دینی و اخلاقی نسل نو بوده است؛ با این همه، شواهد گسترده ای از ناکارآمدی این آموزش ها در تحقق اهداف تعیین شده حکایت دارند و ضرورت بازاندیشی انتقادی را آشکار می سازند مقاله حاضر با رویکرد مروری و تحلیلی، به آسیب شناسی جامع آموزش معارف اسلامی در بستر مدارس می پردازد و چالش های چندوجهی را از منظر مولفه های برنامه درسی، شایستگی های حرفه ای معلمان، فضای اجتماعی حاکم بر کلاس ها، و بافتار فرهنگی کلان واکاوی می کند یافته های مرور نظام مند ادبیات پژوهش نشان می دهد که حاکمیت رویکردهای حافظه محور و منفعل، فاصله میان محتوای آموزشی و پرسش های وجودی دانش آموزان، ضعف در تربیت و توانمندسازی مستمر معلمان، به حاشیه رانی ابعاد عاطفی و تجربی دین داری، و نیز سیطره گفتمان ایدئولوژیک بر فضای تدریس، از جمله مهم ترین کژکارکردها هستند همچنین، نبود سازوکارهای ارزشیابی اصیل و معطوف به ساحت های درونی، خلا پیوند میان مدرسه، خانواده و اجتماعات دینی، و غفلت از تنوع زیستی و فرهنگی مخاطبان، باعث گسست تربیتی و کاهش اثربخشی این دروس شده است مقاله ضمن تحلیل عمیق هر یک از این آسیب ها، ریشه های آن ها را در عوامل تاریخی، ساختاری و معرفت شناختی جست وجو می کند و بر فوریت حرکت به سوی الگوهای نوین تربیت دینی تاکید می ورزد در پایان، دلالت های سیاستی و تربیتی برای برون رفت از بحران و بازسازی آموزش معارف اسلامی بر پایه رویکرد انسان شناختی و پدیدارشناختی ارائه می شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�هشتی، رباب،1404،آسیب شناسی آموزش معارف اسلامی در مدارس،اولین کنفرانس بین المللی و جشنواره کشوری مدارس شاد با رویکردهای فرهنگی، هنری، مهارتی، آموزشی، دینی، تربیتی و مدیریتی،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی و جشنواره کشوری مدارس شاد با رویکردهای فرهنگی، هنری، مهارتی، آموزشی، دینی، تربیتی و مدیریتی9 اسفند 1404 · بوشهر