چکیده مقاله
در عصر سرعت، سلطه تکنولوژی و هجوم اطلاعات پراکنده، متون کهن فارسی به عنوان «حافظه تاریخی» و «سرمایه نمادین» یک ملت، جایگاهی راهبردی یافته اند مطالعه این آثار فراتر از لذت ادبی، دریچه ای به سوی شناخت هویت ملی و انسانی است متون کهن، از شاهنامه فردوسی تا غزلیات حافظ و مثنوی مولانا، نه تنها بازتاب دهنده نظام های فکری، اخلاقی و عرفانی گذشتگان هستند، بلکه بستری برای «اندیشیدن انتقادی» در دنیای امروز فراهم می کنند در دنیایی که با بحران معنا، فردگرایی افراطی و گسست از پیشینه فرهنگی مواجه است، متون کلاسیک فارسی با تکیه بر جهان شمولی و حکمت عملی خود، پاسخ های بدیعی برای پرسش های بنیادین بشر ارائه می دهند این آثار با تقویت زبان فارسی به عنوان ستون فقرات ملیت، مانع از زوال زبانی و فرهنگی می شوند و به مخاطب معاصر کمک می کنند تا در مواجهه با مدرنیته، به جای انفعال، با تکیه بر خرد پیشینیان به «عاملیت» دست یابد بازخوانی این متون در عصر دیجیتال، نه تنها به تقویت خلاقیت ادبی و قدرت تحلیل منجر می شود، بلکه پل ارتباطی مستحکمی میان اندیشه کهن و چالش های زیست جهان مدرن برقرار می کند در نهایت، متون کهن فارسی منبعی لایزال برای استخراج مولفه های اخلاقی و اجتماعی هستند که می توانند در ترسیم آینده ای متعادل تر و انسانی تر، راهگشا باشند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�بدی، هیوا و مارابی، شایسته،1404،اهمیت مطالعه متون کهن فارسی در عصر امروز،اولین کنفرانس بین المللی و جشنواره کشوری مدارس شاد با رویکردهای فرهنگی، هنری، مهارتی، آموزشی، دینی، تربیتی و مدیریتی،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی و جشنواره کشوری مدارس شاد با رویکردهای فرهنگی، هنری، مهارتی، آموزشی، دینی، تربیتی و مدیریتی9 اسفند 1404 · بوشهر