چکیده مقاله
رشد مهارت های شناختی در دوران خردسالی و مقطع ابتدایی، یکی از مهم ترین اهداف نظام های آموزشی پیشرو در سطح جهان محسوب می شود در این دوران، شالوده تفکر انتقادی، توانایی حل مسئله، حافظه فعال و انعطاف پذیری ذهنی دانش آموزان پایه گذاری می گردد مقاله حاضر با هدف بررسی عمیق اثرات آموزش داستان محور بر ارتقای این مهارت های پیچیده ذهنی به رشته تحریر درآمده است آموزش داستان محور به عنوان یک رویکرد فعال، با بهره گیری از جذابیت های ذاتی روایت، محیطی غنی برای یادگیری معنادار فراهم می آورد که در آن کودک از یک دریافت کننده منفعل اطلاعات به یک پردازشگر فعال و تحلیل گر تبدیل می شود این پژوهش از طریق مرور نظام مند متون و تحلیل دقیق مقالات و کتب مرتبط، نشان می دهد که ساختار نظام مند داستان ها با نحوه سازماندهی طبیعی اطلاعات در مغز انسان همخوانی بالایی دارد و به همین دلیل، درک و یادسپاری را بهبود می بخشد درگیر شدن دانش آموزان با چالش های گوناگون شخصیت های داستان، نه تنها موجب بهبود چشمگیر درک مطلب و استدلال می گردد، بلکه ظرفیت های استدلال منطقی و تفکر واگرا را در آنان به شدت شکوفا می سازد یافته های این مطالعه حاکی از آن است که تلفیق داستان با مفاهیم پیچیده درسی، مقاومت های شناختی و اضطراب یادگیری را کاهش داده و با ایجاد پیوندهای عاطفی عمیق با محتوای آموزشی، تثبیت اطلاعات در حافظه بلندمدت را تسهیل می بخشد در نهایت، برنامه ریزان آموزشی و معلمان مقطع ابتدایی باید با گنجاندن آگاهانه و هدفمند ساختارهای روایی در برنامه های درسی، مسیر دستیابی به رشد همه جانبه شناختی کودکان را هموارتر سازند تا نسلی تحلیل گر پرورش یابد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�یده بان، بهنام و بادفر، فرشاد و قباد پور جهان آباد، زهرا،1404،بررسی اثرات آموزش داستان محور بر رشد مهارت های شناختی دانش آموزان،اولین کنفرانس بین المللی و جشنواره کشوری مدارس شاد با رویکردهای فرهنگی، هنری، مهارتی، آموزشی، دینی، تربیتی و مدیریتی،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی و جشنواره کشوری مدارس شاد با رویکردهای فرهنگی، هنری، مهارتی، آموزشی، دینی، تربیتی و مدیریتی9 اسفند 1404 · بوشهر