چکیده مقاله
در دهه های اخیر، هوش هیجانی به عنوان یکی از مولفه های کلیدی موفقیت در مدیریت و رهبری سازمانی مورد توجه گسترده ای قرار گرفته است پژوهش های متعدد نشان می دهد که مدیران برای هدایت اثربخش تیم ها، صرفا به دانش فنی و هوش شناختی نیاز ندارند، بلکه توانایی درک، کنترل و به کارگیری هیجان ها چه در سطح فردی و چه در تعامل با دیگران نقشی تعیین کننده در موفقیت آن ها ایفا می کند هوش هیجانی به مدیران کمک می کند تا روابط سازمانی را به گونه ای مدیریت کنند که اعتماد، انگیزه، همدلی و تعهد کارکنان تقویت شود هدف این پژوهش بررسی ابعاد مختلف هوش هیجانی خودآگاهی، خودکنترلی، انگیزش، همدلی و مهارت های اجتماعی و تحلیل تاثیر هر یک بر رهبری موثر در محیط های کاری است نتایج مطالعات موردی و یافته های نظری نشان می دهد مدیرانی که سطح بالاتری از هوش هیجانی دارند، در تصمیم گیری های پیچیده، حل تعارض های سازمانی و ایجاد فرهنگ یادگیری مشارکتی موفق تر عمل می کنند از سوی دیگر، هوش هیجانی با افزایش تاب آوری روانی و کاهش استرس شغلی مدیران، توان رهبری آن ها را در شرایط بحران ارتقا می دهد در این چارچوب، هوش هیجانی نه تنها به عنوان یک توانمندی فردی، بلکه به منزله ی یک شایستگی راهبردی سازمان مورد توجه است که به بهبود بهره وری، حفظ روابط انسانی سالم و افزایش رضایت شغلی منجر می شود در نهایت، پژوهش حاضر پیشنهاد می کند سازمان ها از طریق آموزش مهارت های هیجانی و به کارگیری مدل های سنجش هوش هیجانی در فرایند انتخاب و ارزیابی مدیران، می توانند سبک رهبری موثر و کارآمدتری را توسعه دهند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
پور مهدی کسمائی، خدیجه،1404،بررسی نقش هوش هیجانی مدیران در رهبری موثر،اولین کنفرانس بین المللی و جشنواره کشوری مدارس شاد با رویکردهای فرهنگی، هنری، مهارتی، آموزشی، دینی، تربیتی و مدیریتی،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی و جشنواره کشوری مدارس شاد با رویکردهای فرهنگی، هنری، مهارتی، آموزشی، دینی، تربیتی و مدیریتی9 اسفند 1404 · بوشهر