چکیده مقاله
هدف از پژوهش حاضر بررسی دقیق و ساختاریافته تاثیر رویکرد یادگیری معکوس بر میزان پیشرفت تحصیلی و انگیزش یادگیری دانش آموزان در مقطع متوسطه است با توجه به گسترش روزافزون فناوری های ارتباطی و تغییر در سبک زندگی نسل جدید، روش های سنتی انتقال دانش کارایی خود را از دست داده اند و نیازمند جایگزینی با الگوهای فعال و دانش آموزمحور هستند یادگیری معکوس به عنوان یک الگوی آموزشی نوین، زمان تخصیص یافته به تدریس مستقیم را به خارج از محیط کلاس منتقل کرده و در عوض، زمان ارزشمند حضور در مدرسه را به فعالیت های تعاملی، حل مسئله و بحث های گروهی اختصاص می دهد این مقاله با استفاده از روش مروری و با بررسی منابع و اسناد علمی معتبر داخلی و خارجی، به واکاوی ابعاد مختلف این رویکرد پرداخته است نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان می دهد که اجرای صحیح کلاس معکوس نه تنها به درک عمیق تر مفاهیم علمی کمک شایانی می کند، بلکه با ایجاد استقلال در یادگیری، انگیزه درونی دانش آموزان را به شدت افزایش می دهد علاوه بر این، یافته ها حاکی از آن است که این روش در دروسی که نیازمند مهارت های تحلیلی و کاربردی هستند، مانند علوم پایه و زبان های خارجی، بیشترین میزان اثربخشی را دارد و به معلمان اجازه می دهد تا با توجه به تفاوت های فردی یادگیرندگان، آموزش های شخصی سازی شده تری ارائه دهند در نهایت، استقرار این رویکرد نیازمند برنامه ریزی دقیق، تدوین محتوای دیجیتال مناسب و تغییر نگرش کادر آموزشی است تا بتواند به عنوان یک راهبرد پایدار در نظام تعلیم و تربیت مورد استفاده قرار گیرد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
نجفی، کفایت و بهنام سیرت، فایز،1404،تاثیر یادگیری معکوس بر پیشرفت تحصیلی و انگیزش یادگیری در مدارس متوسطه،اولین کنفرانس بین المللی و جشنواره کشوری مدارس شاد با رویکردهای فرهنگی، هنری، مهارتی، آموزشی، دینی، تربیتی و مدیریتی،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی و جشنواره کشوری مدارس شاد با رویکردهای فرهنگی، هنری، مهارتی، آموزشی، دینی، تربیتی و مدیریتی9 اسفند 1404 · بوشهر