چکیده مقاله
باورهای خودکارآمدی، در ادبیات آلبرت بندورا، محقق مشهور نظریه شناختی اجتماعی مطرح شده است این که ما معیارهای رفتارمان را تا چه اندازه ای درست برآورد کرده باشیم، احساس خودکارآمدی ما را تعیین می کند شولتز و شولتز،۱۹۹۹؛ ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۵ خود کارآمدی باوری است که فرد در مورد انجام یک رفتار مشخص دارد هاولکا ، ۲۰۰۳ در نظام بندورا ۱۹۹۷، ۱۹۸۶ منظور از باورهای خودکارآمدی عبارت است از، اعتماد فرد به توانایی اش برای انجام رفتار خاص در موقعیت های گوناگون لی و همکاران، ۲۰۰۸ علاوه بر این، احساس خودکارآمدی عمومی به عنوان یک منبع فردی به شمار می رود که به عقائد بهبود یافته ای در مورد توانایی های های فردی برای کنترل مجموعه ای از فعالیت های سخت و یا برای مقابله مطلوب با رویدادهای نامناسب، اشاره دارد بندورا خودکارآمدی را با ادراک فرد از میزان «کنترل بر زندگی» مرتبط می داند از این دیدگاه، تلاش برای کنترل شرایط محیطی، به فرد کمک می کند تا آینده ای مطلوب تر را تحقق بخشد و از پیامدهای نامطلوب پیش گیری کند در واقع، توانایی تاثیرگذاری بر نتایج، منجر به پیش بینی پذیری و آمادگی انطباقی می شود، در حالی که فقدان این توانایی، زمینه ساز نگرانی، دلسردی و ناامیدی است شولتز و شولتز، ۱۹۹۸ به نقل از سیدمحمدی، ۱۳۸۵ این باورها نقشی کلیدی در انتخاب مسیرهای زندگی، نوع فعالیت ها و میزان پشتکار در مواجهه با موانع دارند همچنین، رابطه ای متقابل میان باورهای خودکارآمدی و پیامدهای محیطی وجود دارد؛ به گونه ای که این باورها نتایج یک موقعیت خاص را تغییر می دهند و در مقابل، تجربیات حاصل از آن نتایج، به شکل گیری و تقویت این باورها و فرآیندهای شناختی کمک می کنند فخری، ۱۳۸۹
نویسندگان
شیوه ارجاع
�فره، علی،1404،خود کارآمدی باوری است که فرد در مورد انجام یک رفتار مشخص دارد،اولین کنفرانس بین المللی و جشنواره کشوری مدارس شاد با رویکردهای فرهنگی، هنری، مهارتی، آموزشی، دینی، تربیتی و مدیریتی،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی و جشنواره کشوری مدارس شاد با رویکردهای فرهنگی، هنری، مهارتی، آموزشی، دینی، تربیتی و مدیریتی9 اسفند 1404 · بوشهر