چکیده مقاله
امانوئل کانت ۱۸۰۴ ۱۷۲۴ با انقلاب کوپرنیکی خود در فلسفه، معرفت شناسی را از وضعیت بن بست میان عقل گرایی و تجربه گرایی خارج ساخت و بنیانی نوین برای فلسفه علم و نظریه ی یادگیری پی ریخت این مقاله با روش توصیفی‑تحلیلی و با تکیه بر منابع دست اول به ویژه نقد عقل محض و تفاسیر معاصر فارسی، به واکاوی مبانی فلسفی معرفت شناسی کانت و نسبت آن با علم تجربی و ریاضیات می پردازد پرسش اصلی این است: «شرایط امکان شناخت علمی از دیدگاه کانت کدام اند و این معرفت شناسی چه محدودیت هایی بر سر راه متافیزیک سنتی می نهد؟» یافته ها نشان می دهد که قضایای ترکیبی پیشینی، مقولات دوازده گانه ی فاهمه، صورت های پیشین حساسیت زمان و مکان و تمایز پدیدار از نومن، ستون های اصلی نظام انتقادی کانت را تشکیل می دهند در این نظام، علم تجربی امکان پذیر و موجه است، اما هرگونه دانش نظری درباره ی خدا، نفس و جهان ناممکن می شود همچنین دلالت های این معرفت شناسی برای یادگیری عبارت اند از: فعال بودن ذهن یادگیرنده، نقش سازنده ی ساختارهای پیشینی، اهمیت خودآیینی اخلاقی و نفی پاداش/تنبیه بیرونی
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�حمدی، زینب و محمدی نائینی، مژگان،1405،فلسفه علم از دیدگاه معرفت شناسی کانت با تاکید بر دلالت های تربیتی،دومین کنفرانس بین المللی فلسفه، تعلیم و تربیت و علوم ورزشی،تهران
ارائهشده در
پانزدهمین کنفرانس ملی مدیریت و تجارت الکترونیک31 شهریور 1405 · تهران