چکیده مقاله
پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش هوش مصنوعی و الگوریتم های یادگیری ماشینی در شکل دهی و تحول سبک های یادگیری دانش آموزان و بررسی پیامدهای آن بر عدالت آموزشی انجام شد رویکرد پژوهش ترکیبی کمی–کیفی بود؛ در بخش کمی، داده ها از طریق پرسشنامه استاندارد سبک های یادگیری و مقیاس نگرش به عدالت آموزشی گردآوری شد و در بخش کیفی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با معلمان و دانش آموزان مدارس شهری و مناطق حاشیه ای انجام گرفت جامعه آماری شامل ۲۰۰ دانش آموز و ۱۵ معلم بود که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند یافته های بخش کمی نشان داد بهره گیری از سامانه های مبتنی بر هوش مصنوعی، با فراهم سازی آموزش های شخصی سازی شده، می تواند به تقویت انطباق پذیری سبک های یادگیری و بهبود فرصت های آموزشی منجر شود با این حال، نابرابری در دسترسی به زیرساخت های فناوری و تفاوت های فرهنگی–اجتماعی، خطر تعمیق شکاف آموزشی و بروز فشارهای روان شناختی را افزایش می دهد نتایج تحلیل کیفی نیز بیانگر نگرانی معلمان درباره کاهش تعاملات انسانی، تضعیف خلاقیت و وابستگی بیش از حد دانش آموزان به فناوری بود در مجموع، نتایج پژوهش بر ضرورت سیاست گذاری هوشمندانه، آموزش سواد دیجیتال، و توجه هم زمان به ابعاد فرهنگی و روان شناختی در به کارگیری فناوری های هوش مصنوعی در مدارس تاکید دارد تا ضمن بهره گیری از ظرفیت های نوین، عدالت آموزشی به صورت پایدار و متوازن محقق شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�یدمحمدخانی، الهام،1404،نقش هوش مصنوعی و الگوریتم های یادگیری ماشینی در تحول سبک های یادگیری و تحقق عدالت آموزشی در مدارس: بررسی فرصت ها و چالش های فرهنگی روان شناختی،اولین کنفرانس بین المللی و جشنواره کشوری مدارس شاد با رویکردهای فرهنگی، هنری، مهارتی، آموزشی، دینی، تربیتی و مدیریتی،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی و جشنواره کشوری مدارس شاد با رویکردهای فرهنگی، هنری، مهارتی، آموزشی، دینی، تربیتی و مدیریتی9 اسفند 1404 · بوشهر