چکیده مقاله
بی علاقگی به مدرسه به عنوان یک پدیده چندبعدی عاطفی، شناختی و رفتاری یکی از چالش های عمده دوره ابتدایی محسوب می شود که می تواند پیامدهای منفی کوتاه و بلندمدت آموزشی و روانی به همراه داشته باشد این مقاله با هدف واکاوی نقش دوگانه و تلفیقی «معلم مشاور» در پیشگیری و مدیریت این پدیده، به روش مرور نظام مند تحلیلی و با بررسی مطالعات مرتبط در بازه ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۳ انجام شده است یافته ها نشان می دهد معلمان با به کارگیری مهارت های ارتباطی، حمایتی و تشخیصی اولیه می توانند از طریق تامین نیازهای روان شناختی اساسی دانش آموزان خودمختاری، شایستگی، ارتباط و در چارچوب نظریه خودتعیین گری، بستری پیشگیرانه ایجاد کنند همچنین راهبردهای مداخله ای عملی مانند تشخیص زودهنگام، گفت وگوی فردی و همکاری با شبکه حمایتی در مدیریت موثر بی علاقگی نقش کلیدی دارند اگرچه چالش هایی چون کمبود زمان و آموزش، این نقش را تحت تاثیر قرار می دهد، اما توانمندسازی معلمان در این حوزه، سرمایه گذاری موثری برای افزایش تعلق مدرسه ای و ارتقای سلامت روان آموزشی قلمداد می شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ایع پورفیه، فردوس و علی محمدی، دکتر مژگان،1404،واکاوی نقش دوگانه "معلم_مشاور" در پیشگیری و مدیریت بی علاقگی به مدرسه در دانش آموزان ابتدایی،اولین کنفرانس بین المللی و جشنواره کشوری مدارس شاد با رویکردهای فرهنگی، هنری، مهارتی، آموزشی، دینی، تربیتی و مدیریتی،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی و جشنواره کشوری مدارس شاد با رویکردهای فرهنگی، هنری، مهارتی، آموزشی، دینی، تربیتی و مدیریتی9 اسفند 1404 · بوشهر