چکیده مقاله
تشخیص سرطان به عنوان بیماری تهدیدکننده پیامدهای گسترده ای در زمینه های جسمی و روانی برای افراد مبتلا به آن و مراقبت کنندگان آنها دارد سرطان می تواند به عنوان یک موقعیت مرزی در نظر گرفته شود که ساختار وجودی انسان را به چالش می کشد هدف پژوهش حاضر بررسی نقش مولفه ی اگزیستانسیال مرگ آگاهی در انطباق موثر مراقبت کنندگان بیماران مبتلا به سرطان بوده است این پژوهش از نوع مطالعات کیفی با یک روش پدیدارشناسی است پدیدارشناسی اساسا مطالعه ی جهان زندگی یا تجربه ی زیسته است لذا این پرسش را مطرح می سازد که آگاهی از پایان پذیری زندگی یا مرگ آگاهی چه نقشی در سازگاری فرد مراقبت کننده با بیماری سرطان یکی از اعضا دارد نمونه و جامعه ی مورد پژوهش مراقبت کنندگان بیماران مبتلا به سرطان شهر تهران بودند ابزار گردآوری داده ها با استفاده از روش مصاحبه ی عمیق نیمه ساختار یافته بوده است یافته ها حاکی از این است که فرایند مرگ آگاهی و بینش نسبت به واقعیت مرگ از طریق تقویت علاقه اجتماعی، مثبت اندیشی و افزایش سطح آسایش و امنیت روانی مراقبت کنندگان بیماران سرطانی و بهبود رضایت آنها از وضعیت زندگی خویش و دشواری های آن سازگاری با فرایند مراقبت و وضعیت حاصل از بیماری فرد سرطانی را تا حد زیادی افزایش می دهد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�دایی، وحید،1404،بررسی کیفی نقش مولفه ی وجودی مرگ آگاهی در انطباق موثر مراقبت کنندگان بیماران مبتلا به سرطان،دوازدهمین کنفرانس بین المللی علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره، آموزش و پژوهش،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش ملی صنعت ساختمان با محوریت آینده ی پایدار و مقابله با ناترازی انرژی9 بهمن 1404 · ایوانکی