چکیده مقاله
از نیمه دوم قرن هیجدهم به بعد در جوامع غربی تدریجا واژه «دموکراسی» به امری شبه مقدس و در زمره مشهورات و مسلمات بدل گردید و از سال های پس از جنگ جهانی دوم این وجه شبه مقدس و در زمره مشهورات و مسلمات بودن دموکراسی به جوامع غرب زده استعمارزده و نیمه مستعمره نیز به صورت بسیار گسترده انتقال یافت البته از اواسط قرن نوزدهم، استعمار مدرن سرمایه سالار به میان هر ملت غیرغربی و غرب زده که رفت اعم از غرب زده های مدرن یا شبه مدرن و نیز اعم از جوامع غرب زده ای که بعدها خود به رژیم های امپریالیستی سرمایه سالار تبدیل شدند مثل چین و یا آنها که به صورت مستعمره هایی با نظام های سرمایه سالاری پیرامونی باقی ماندند مثل مصر، پرو، تایلند و به نحوی به ترویج دموکراسی به عنوان الگوی نجات بخش جوامع بشری و یک امر مسلم و مقبول و مشهور خدشه ناپذیر و غیرقابل تردید پرداخت در کشور ما که تاریخی قریب به دو قرن کشمکش با استعمار مدرن و نیز میراث بیش از یک صد سال سلطه و سیطره «غرب زدگی شبه مدرن و مدرن» را دارد نیز این اصطلاح به عنوان هسته مرکزی نسخه نجات بخش برای رهایی از استبداد و بی عدالتی و حتی فقر و انحطاط و خلاصه هر چه تباهی و پلیدی است مطرح گردید و روشنفکران مدرنیست ایرانی از مشروطه به بعد به صورت گسترده و منظم و مستمر به تبلیغ و ترویج و تقدس سازی برای آن پرداخته اند بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و به ویژه از سال های پس از خاتمه جنگ، پروژه «تبلیغ و ترویج فراگیر و مستمر دموکراسی به عنوان راه حل همه مشکلات و رهایی از همه معضلات و دموکراسی را معادل «آزادی خواهی» دانستن و مخالفت با دموکراسی را معادل دفاع از استبداد نامیدن» و نظایر این مدعاها به صورتی بسیار وسیع تر و سازمان یافته تر از پیش، حتی از ناحیه جناحی از داخل جمهوری اسلامی و توسط جراید موسوم به «روشنفکری دینی» به موازات «روشنفکری آته ئیست» غیردینی و بی اعتقاد به خداوند متعال در داخل کشور دنبال شد و هنوز نیز به انحاء مختلف این روند ادامه دارد ویژگی مهم در تمامی اشکال به راه انداختن هیاهوی تبلیغاتی درباره دموکراسی و تقدس سازی برای آن، این است که در میان طیف گسترده مروجان و مبلغان و مدافعان دموکراسی که کوشیده اند و می کوشند تا دموکراسی را به یک مشهور مورد پذیرش همه بدل نمایند کمتر بحث و فحص و تحقیقی جدی در خصوص درک ماهیت دموکراسی و حتی فهم معنای آن صورت می گیرد و آنچه که از طریق برخی ژورنالیست ها و سیاستمداران و ایدئولوگ ها و روشنفکران و نویسندگان و ارائه می شود، فاقد یک پرسش عمیق متفکرانه از چیستی و حقیقت دموکراسی است و عمدتا تکرار بیانی کلیشه وار و تبلیغاتی و سطحی و حتی وهم آلود و بی اساس و غلط از ماهیت و معنای این واژه است در این مقاله می کوشیم تا به اجمال درباره ماهیت و معنای دموکراسی با استفاده از روش اسنادی و کتابخانه ای سخن گوییم
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
ملکی، حسین،1402،باز تعریف جامعه شناختی اصطلاح دموکراسی،دهمین کنفرانس ملی پژوهش های نوین در تعلیم و تربیت، روانشناسی، فقه و حقوق و علوم اجتماعی،شیروان
ارائهشده در
مجموعه مقالات یازدهمین کنفرانس ملی پژوهش های نوین در تعلیم و تربیت، روانشناسی، فقه و حقوق و علوم اجتماعی25 مهر 1402 · شیروان