چکیده مقاله
رابطه ی انسانی همواره در قلب تجربه ی روانی و وجودی انسان قرار دارد با این حال، پرسش بنیادینی در دهه های اخیر مطرح شده است: آیا همه ی انسان ها برای رابطه طراحی شده اند؟ پژوهش حاضر با رویکردی میان رشته ای و تحلیلی، به بررسی این مسئله از منظر روان شناسی بالینی، روان تحلیل گری کلاسیک و اگزیستانسیال، دازاین آنالیز و رویکردهای معاصر روان شناسی جامعه نگر می پردازد یافته های نظری و تحلیلی نشان می دهد که رابطه، گرچه بخشی از ماهیت وجودی انسان است، اما ظرفیت تجربه ی آن در افراد، بسته به کیفیت دلبستگی، سطح خودآگاهی، حل تعارض های درونی و میزان حضور اصیل در جهان تفاوت دارد در جوامع امروزی که فردگرایی، اضطراب وجودی و گسست ارتباطی افزایش یافته اند، “طراحی نشدن برای رابطه” نه یک نقص زیستی، بلکه بازتابی از وضعیت هستی شناختی انسان مدرن است این مقاله با تحلیل تطبیقی میان نظریه های روان تحلیلی، انسان گرایانه، شناختی رفتاری و اگزیستانسیال، چارچوبی ارائه می دهد که رابطه را به مثابه یک امکان اگزیستانسیال می نگرد؛ امکانی که تحقق آن وابسته به خودآگاهی، پذیرش تنهایی و توانایی بودن در حضور دیگری است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�هره وندی، طلایه،1404،آیا همه ی انسان ها برای رابطه طراحی شده اند؟ تحلیل میان رشته ای از دیدگاه روان شناسی بالینی، روان تحلیل گری اگزیستانسیال و دازاین آنالیز در بستر جوامع معاصر،بیست و چهارمین کنفرانس بین المللی روانشناسی، مشاوره و علوم تربیت�
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و چهارمین کنفرانس بین المللی روانشناسی، مشاوره و علوم تربیتی30 آبان 1404