چکیده مقاله
در تمدن غرب فلسفه حقوق قدمتی به میزان خود علم حقوق دارد و از همان زمان که بشر حقوق را امری مقدس دانست و مشروعیت آن را ناشی از دین میدانست، آغاز شد، در آن برهه از تاریخ فلسفه حقوق همان فلسفه دین جامعه بود و از آن جا که دین امری دارای ثبات شناخته می شد، حقوق و قانون نیز امری ثابت و غیر قابل تغییر دانسته می شد و هیچ کسی از اعضای جامعه حق حتی کوچکترین بی حرمتی نسبت به آن را نداشت از آن جا که مطرح شدن فلسفه حقوق در جوامع غربی به منظور شناخت قوانین مناسب تر برای اداره زندگی است، شاید چنین به نظر آید که طرح فلسفه حقوق در نظام های الهی نمی تواند جایگاهی داشته باشد، ولی به واقع اینطور نیست زیرا اندیشمندان مسلمان با الهام از آیات الهی قرآن تلاش گسترده ای برای تفهیم فلسفه حقوق اسلامی انجام داده اند و سخن از هدف دار بودن احکام الهی و منطبق بودن آنها با نظام آفرینش گفته اند؛ برای مثال از این بحث کرده اند که آیا اصل در اشیا و افعال اباحه است یا حرمت؟ همین مباحث اختلاف نظرهایی را به وجود آورده است روشن ترین این اختلافات را در پیدایش اخباری گری و عقل گرایی در میان فقهای اسلامی می توان مشاهده کرد، حتی بسیاری از مباحث دیگر را که در فلسفه حقوق غرب مطرح نشده است، می توان در مباحث اندیشمندان اسلامی ملاحظه کرد یکی از جهات نیاز به تدوین فلسفه حقوق اسلامی، نقد و بررسی اندیشه هایی است که در زمینه فلسفه حقوق از طرف اندیشمندان غربی طرح شده است، مثل این که حقوق از طبیعت نشات می گیرد یا از خواست و اراده انسان یا این بحث که نقش انسان در تعیین سرنوشت خویش و قانون گذاری چیست؟ امروزه مسائل اسلام در بوته آزمایش قرار گرفته و باید طوری حقوق اسلام تفهیم شود که قابلیت پاسخ گویی به نیازهای جامعه را داشته باشد
نویسندگان
شیوه ارجاع
فلاح، بهنام،1404،تحلیل سوالات اساسی درفلسفه حقوق اسلامی،پنجمین همایش بین المللی وکالت، حقوق و علوم انسانی،همدان
ارائهشده در
مجموعه مقالات پنجمین همایش بین المللی وکالت، حقوق و علوم انسانی17 مرداد 1404 · همدان