چکیده مقاله
درماندگی، زیربنای بسیاری از مشکلات سلامت روان و به صورت خاص، افسردگی است بررسی نظام مند درماندگی در روانشناسی، با کارهای سلیگمن و ذیل مفهوم درماندگی آموخته شده آغاز شد دهه ها پژوهش در حوزه ی درماندگی آموخته شده، این حوزه را به یکی از پربارترین حوزه های پژوهش در روانشناسی بدل کرده است از سوی دیگر اما همین قدرت گرفتن روز افزون درماندگی آموخته شده، موجب تسلط این حوزه بر پژوهش درماندگی در روانشناسی شده است نتیجه ی این امر، برکنار ماندن دسته ای از پدیده های درماندگی از دایره ی توجه پژوهشی بوده است؛ پدیده هایی که با چارچوب درماندگی آموخته شده، قابل توجیه نبوده اند پژوهش حاضر با مرور پیشینه ی درماندگی آموخته شده، در گام اول و با مشخص کردن مسیر توجیهی نظریه های درماندگی آموخته شده، توان این حوزه ی پژوهشی در بررسی پدیده های درماندگی را ترسیم کرد در گام بعد و با تکیه بر دال مرکزی درماندگی، یعنی مفهوم کنترل، دو حوزه ی خاص از کنترل ناپذیری که خارج از توان توجیه درماندگی آموخته شده هستند را مشخص کرد این دو حوزه عبارت بودند از کنترل ناپذیری ناشی از عدم حضور پیامد مطلوب در موقعیت و خدشه دار شدن کنترل به صورت کلان و در سطح معرفت شناختی غیراختصاصی
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
موذن هوجقان، حسام،1400،مروری بر پیشینه ی درماندگی در روانشناسی: آیا درماندگی آموخته شده کافی است؟،سومین کنفرانس بین المللی علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره، آموزش و پژوهش،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین کنفرانس بین المللی علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره، آموزش و پژوهش31 تیر 1400 · تهران