چکیده مقاله
هیجانات به عنوان بخشی اساسی از تجربه انسانی، نقش مهمی در فرآیندهای شناختی، تصمیم گیری، تعاملات اجتماعی و سلامت روان ایفا می کنند این مقاله به بررسی تاریخچه و تکامل نظریه های مرتبط با هیجان و تنظیم آن پرداخته و دیدگاه های کلیدی از نظریه های اولیه مانند نظریه داروین، جیمز النگه، و بارد کانن تا رویکردهای شناختی و عصب شناختی جدیدتر را مورد تحلیل قرار داده است برچسب گذاری عاطفه به عنوان یکی از راهبردهای تنظیم هیجان، در سال های اخیر توجه ویژه ای را به خود جلب کرده است این فرآیند که شامل نام گذاری کالمی جنبه های بیرونی و فوری هیجانات است، می تواند از طریق کاهش فعالیت آمیگدال و افزایش فعالیت قشر پیشانی مغز، شدت تجربه هیجانی را تعدیل کند پژوهش های اخیر نشان داده اند که اثربخشی این راهبرد ممکن است به عواملی مانند شدت محرک های هیجانی، زمان بندی برچسب گذاری، تفاوت های فرهنگی، و حتی زبانی که در نام گذاری احساسات استفاده می شود بستگی داشته باشد علاوه بر بررسی نقش برچسب گذاری عاطفه، این مقاله به تحلیل پژوهش های اخیر در مورد رابطه ی هیجانات با سلامت جسمانی، تاثیرات فناوری بر تنظیم هیجان، و اهمیت تحقیقات میان رشته ای در این حوزه پرداخته است یافته ها نشان می دهند که تنظیم هیجان یک فرآیند پیچیده و چندبعدی است که نیازمند مطالعه ی بیشتر از دیدگاه های روان شناسی، علوم اعصاب، جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی است در نتیجه، تحقیقات آینده می توانند با بررسی دقیق تر این متغیرها، به توسعه مداخلات موثرتر برای بهبود تنظیم هیجان و ارتقای سلامت روان یاری رساند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
محمدی، ندا،1404،قدرت واژگان در دنیای هیجان: آیا برچسبگذاری عاطفه به تنظیم هیجان میانجامد؟،یازدهمین کنفرانس بین المللی علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره، آموزش و پژوهش،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات یازدهمین کنفرانس بین المللی علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره، آموزش و پژوهش31 خرداد 1404 · تهران