چکیده مقاله
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی عواطف خودآگاه شرم و گناه در رابطه بین تجارب آسیبزای کودکی و عوامل شخصیتی با حساسیت اضطرابی در بین مبتلایان به اختلال اضطرا ب منتشر بود این پژوهش از نظر تحلیل، توصیفی از نوع همبستگی و با طرح تحلیل مسیر میباشد جامعه آماری تمامی افراد مبتلا به اختلال اضطراب منتشر شهر تهران که توسط متخصص روانشناس یا روانپزشک تشخیص اضطراب منتشر گرفته باشند در سهماهه اول سال ۱۴۰۲ تشکیل دادند نمونه آماری یا استفاده از فرمول تباچنیک و فیدل ۲۰۰۷ ۱۳۰ نفر تعیین شد که به صورت در دسترس انتخاب شدند به منظور جمعآوری دادهها در این پژوهش از پرسشنامههای حساسیت اضطرابی تیلور و کوکس ۱۹۹۸ ، عواطف خودآگاه شرم و گناه تانگنی و همکاران ۱۹۸۹ ، تجارب آسیبزای کودکی برنستاین و همکاران ۲۰۰۳ و عوامل شخصیتی نئو ۱۹۹۲ استفاده شد نتایج تحلیل ها نشان داد عواطف خودآگاه شرم و گناه در رابطه ب ین تجارب آس یبزای کودکی و عوامل شخص یتی با حساسیت اضطرابی در بین مبتلایان به اختلال اضطراب منتشر نقش میانجی ندارد همچنین نتایج حاصل از برآورد مدل پژوهش نشان داد تجارب آسیبزای کودکی با حساسیت اضطرابی در بین مبتلایان به اختلال اضطراب منتشر رابطه مستقیم ندارد عا مل شخصیتی توافقپذیری با حساسیت اضطرابی در بین مبتلایان به اختلال اضطراب منتشر رابطه مستقیم منفی دارد عواطف خودآگ اه شرم و گناه با حساسیت اضطرابی در بین مبتلایان به اختلال اضطراب منتشر رابطه مستقیم ندارند این یافته ها میتواند در جهتگیری تحقیقات آینده و طراحی مداخلات درمانی برای کاهش حساسیت اضطرابی در مبتلایان به اختلال اضطراب منتشر موثر باشد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
مطلق، شیما و واحد، ابراهیم،1404،نقش میانجی عواطف خودآگاه شرم و گناه در رابطه بین تجارب آسیبزای کودکی و عوامل شخصیتی با حساسیت اضطرابی در بین مبتلایان به اختلال اضطراب منتشر،یازدهمین کنفرانس بین المللی علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره، آموزش و پژوهش،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات یازدهمین کنفرانس بین المللی علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره، آموزش و پژوهش31 خرداد 1404 · تهران