چکیده مقاله
نظریه بازگشت به مسیر اصلی، رویکردی نو ظهور در میان سبک های مختلف رهبری است که با رتبه بند های دانشگاهی در جامعه نظام های آموزشی همزاد است اگرچه غایت و هدف این نظریه رشد و توسعهنظام های آموزشی در راستای اهداف است؛ با این حال، تعمق و بازنگری در نظریه، بحث تازه و چالش های پیش از این برجسته نشدهای را در عرصه رسالت های آموزشی و تربیتی مطرح می سازد که در صورت موردغفلت قرار گرفتن از سوی رهبران آموزشی می تواند آثار سوء جبران ناپذیری را بر بدنه نظام های آموزشی و به ویژه آموزش عالی وارد نماید از این رو، این مقاله با نقد و بررسی ابعاد مختلف نظریه بازگشت به مسیراصلی بر اساس رسالت سازمان های آموزشی، در صدد است تا این نظریه رابه عنوان سبکی جدید از رهبری در نظام های آموزشی و در راستای موفقیت و بهبود وضعیت جهانی نظام آموزش عالی جمهوری اسلامی ایرانبا کمترین آسیب مورد استفاده قرار دهد بر اساس نقد و بررسی انجام شده این نظریه در زمینه های نئولیبرالیسم و شرایط عصر نوین و متاثر از آموزه های اقتصاد آزاد و بازارهای بین المللی جهانی شکل گرفتهاست و چالش های آن در کاربرد عبارتند از: چالش عدم تمایز میان نظام های تجاری و آموزشی، ضعف توجه به عاملان اصلی تغییر در سازمان های آموزشی، ضعف توجه به شاخص های کیفیت تدریس و یادگیری، چالشتمرکز بر نتایج در مقابل فرایندها، چالش تغییرات کوتاه مدت و موقت بر اساس اصول رهبری و مدیریت و با توجه به نظر صاحب نظران رهبری تغییر در نظام های آموزشی راهکارهای مختلفی برای رفع این چالش هامی توان ارائه نمود، این راهکارها بر اساس تحلیل نظریات کاربردی عبارت از توجه به یادگیری سازمانی، تمرکز بر ایجاد چشم انداز مشترک و تصمیم گیری، توجه به معیارهای کیفیت تدریس و یادگیری و تفکرسیستمی است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�الی، مرضیه و رمضانیان فهندری، هادی،1399،نقد سبک رهبری بازگشت به مسیر اصلی از منظر تغییر در نظام های آموزش عالی،ششمین کنفرانس بین المللی روانشناسی،مشاوره وعلوم تربیت�
ارائهشده در
مجموعه مقالات ششمین کنفرانس بین المللی روانشناسی،مشاوره وعلوم تربیتی25 تیر 1399