چکیده مقاله
سرطان علاوه بر پیامدهای جسمی، بار روانی و اجتماعی قابل توجهی را بر بیماران و خانواده ها تحمیل می کند و افسردگی یکی از شایع ترین بیماری های همراه آن است این مطالعه با هدف بررسی نقش واسطه ای نگرش به زندگی در ارتباط بین ترومای دوران کودکی و افسردگی انجام شد طرح تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بود نمونه شامل ۲۰۰ بیمار مراجعه کننده به بخش شیمی درمانی بیمارستان ایرانمهر بیرجند در نیمه دوم سال ۱۴۰۴ بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند داده ها با استفاده از پرسشنامه ترومای دوران کودکی CTQ SF ، پرسشنامه نگرش به زندگی ریکر و پرسشنامه افسردگی بک، ویرایش دوم، جمع آوری و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند یافته ها نشان داد که مدل مفهومی از برازش قابل قبولی برخوردار است و نگرش به زندگی نقش واسطه ای در مسیر مورد نظر ایفا می کند، بنابراین هر یک از فرضیه های تحقیق تایید شد نتیجه این است که علاوه بر پیشایندهای نسبتا غیرقابل تغییر مانند تجربیات آسیب زای دوران کودکی و تفاوت های خلقی، تمرکز بر سازه های شناختی و ارزشی قابل مداخله تقویت معنا و نگرش های مبتنی بر امید می تواند در کاهش علائم افسردگی در زمینه روان انکولوژی تاثیر داشته باشد بر این اساس، غربالگری منظم این مولفه ها و طراحی مداخلات مبتنی بر معنا و آموزش تنظیم هیجان برای بهبود پیامدهای روانشناختی بیماران توصیه می شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�کبری آواز، خورشید و پورشافعی، هادی،1404،بررسی نقش میانجی نگرش به زندگی در رابطه بین آسیب های دوران کودکی و افسردگی در بیماران مبتلا به سرطان،بیست و چهارمین کنفرانس بین المللی روانشناسی، مشاوره و علوم تربیت�
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و چهارمین کنفرانس بین المللی روانشناسی، مشاوره و علوم تربیتی30 آبان 1404