چکیده مقاله
جرم فرزندکشی یکی از جرایمی است که گاه در مواردی نه چندان معمول والدین به آن مرتکب می گردند در خصوص مجازات این جرم دانشیان فقه بر قصاص نشدن پدر مرتکب جرم فرزند کشی اتفاق دارند جرم فرزند کشی در کنار هر عنوان وصف خاصی را متبادر بوده، لکن در کلیت امر، استنباط از نظر مقنن، متاثر از توجه به قواعد خاصی در جرم دانستن افعال بوده و در حقوق کیفری ایران این فرض اجتناب ناپذیر، منصرف بر عمومات اسلام و فقهحاصل از آن است و جرم فرزند کشی را فرایندی دانسته اند که به موجب آن قانون گذار با در نظر گرفتن هنجارها و ارزش های اساسی جامعه و با تکیه بر مبانی نظری مورد قبول خود و طبعا متاثر از نظام عقیدتی مشخص، فعل یا ترک فعلی را ممنون و برای آن ضمانت اجرای کیفری وضع می کند، براین اساس جرم انگاری فرزند کشی امری مبتنی بر علوم زیر ساختی همچون فلسفه حقوق، فلسفه سیاسی و علوم اجتماعی است اندکی تامل در ریشه فقهی این معافیت، نشان می دهد که استثنای مذکور مطلق نبوده و در موارد خاص مانند قصد منجز قتل و یا قتل با سبق تصمیم می توان پدر را قصاص و یا در موارد فرزندکشی های حدودی یا حق اللهی، مانند قتل فرزند در حال محاربه و وی را مستحق کیفر اعدام دانست
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ول، معصومه،1401،مبانی و ارکان جرم شناختی معافیت پدر در فرزندکشی در قانون مجازات اسلامی،یازدهمین کنفرانس بین المللی مطالعات حقوقی و قضای�
ارائهشده در
مجموعه مقالات یازدهمین کنفرانس بین المللی مطالعات حقوقی و قضایی16 تیر 1401