چکیده مقاله
تحقق عدالت قضایی به عنوان یکی از ارکان بنیادین حاکمیت قانون، نیازمند بازطراحی ساختارهای دادرسی به گونه ای است که همزمان با حفظ اصول آیین دادرسی، سهولت، سرعت، شفافیت و دسترسی همگانی را تضمین نماید در این راستا، دفاتر خدمات الکترونیک قضایی به عنوان بخشی از سیاست تحول دیجیتال قوه قضاییه، در جهت کاهش اطاله دادرسی، ارتقاء کارآمدی نهادی، و تقویت عدالت شکلی طراحی و اجرا شده اند مقاله حاضر با رویکردی تحلیلی–انتقادی و با استفاده از منابع حقوقی، آماری، مقررات ملی و اسناد بالادستی، به بررسی جامع نقش این دفاتر در تحقق عدالت پرداخته است نوآوری این پژوهش در آن است که فراتر از ارزیابی صرف کارکردهای اجرایی دفاتر، به تحلیل جایگاه حقوقی، چالش های عدالت ماهوی، نابرابری دیجیتال، و نسبت این دفاتر با اصول حقوق عمومی و نظریه های عدالت می پردازد یافته های مقاله نشان می دهد که در کنار مزایایی چون تسریع در فرآیند ثبت دعاوی، کاهش مراجعات حضوری، شفافیت اطلاعاتی، و ارتقاء رضایت عمومی، چالش هایی از جمله ابهام در جایگاه قانونی دفاتر، شکاف دیجیتال در مناطق محروم، ضعف آموزش عمومی و خطر تجاری سازی خدمات قضایی نیز بر کارآمدی و مشروعیت آن ها سایه انداخته است در پایان، با ارائه مجموعه ای از پیشنهادهای سیاستی شامل تدوین قانون جامع دفاتر، توسعه زیرساخت های فناورانه، طراحی نظام نظارت پاسخ گو، ارتقاء سواد حقوقی–دیجیتال مردم و تبیین نقش دفاتر در عدالت اجتماعی، مسیر بهینه سازی و تقویت نقش این دفاتر در خدمت به عدالت ترسیم شده است بر این اساس، دفاتر خدمات الکترونیک قضایی، اگر با اصلاحات حقوقی و اجرایی همراه شوند، می توانند به الگویی پایدار برای تحقق عدالت فناورانه و شهروندمدار در نظام حقوقی ایران تبدیل شوند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
مرادی، کیانا،1404،نقش دفاتر خدمات الکترونیک قضایی در کاهش اطاله دادرسی و تحقق عدالت قضایی: تحلیل مزایا، معایب و چالش ها،بیست و دومین کنفرانس بین المللی مطالعات حقوقی و قضای�
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و دومین کنفرانس بین المللی مطالعات حقوقی و قضایی30 آبان 1404