چکیده مقاله
هدف پژوهش حاضر تدوین مدل خلاقیت بر اساس احساس پیوستگی، هوش اجتماعی و تفکر انتقادی بود این پژوهش بر اساس روش کمی همبستگی؛ مدل یابی ساختاری انجام شد جامعه آماری آن شامل تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه شهر تهران بود که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، ۳۹۴ نفر شامل ۱۹۹ دختر و ۱۹۵ پسر در زمستان ۱۴۰۱ در آن شرکت نمودند به منظور بررسی متغیرها از پرسشنامه های خلاقیت تورنس ۱۹۷۹ ، احساس پیوستگی آنتونوسکی ۱۹۸۷ ، هوش اجتماعی سیلورا ۲۰۰۱ و تفکر انتقادی کالیفرنیا ۱۹۹۰ استفاده شد در پایان مدل ساختاری ارائه شده از برازش مطلوب برخوردار بود به طوریکه متغیر احساس پیوستگی اثر کل ۰/۴۱ متغیر هوش اجتماعی ۰/۴۳، و متغیر تفکر انتقادی ۰/۳۵ بر متغیر خلاقیت را نشان دادند؛ بنابراین میتوان نتیجه گرفت که احساس پیوستگی، سطح هوش اجتماعی و تفکر انتقادی میتوانند خلاقیت را پیشبینی کنند و درصورتیکه دانش آموزان به تفکر خلاقانه و نقادانه تشویق شوند و به تقویت هوش اجتماعی و آموزشهایی در جهت آگاهی آنها از منابع کنترل درونی و بیرونی در برخورد با مسائل مختلف، پرداخته شود، میتوان جامعه دانش آموزی پیشرو و به دنبال آن جامعه ای مترقی را برای فردایی بهتر ساخت
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
منت علی، شهرام،1402،تدوین مدل خلاقیت بر اساس احساس پیوستگی، هوش اجتماعی و تفکر انتقادی،شانزدهمین کنفرانس بین المللی روانشناسی،مشاوره و علوم تربیت�
ارائهشده در
مجموعه مقالات شانزدهمین کنفرانس بین المللی روانشناسی،مشاوره و علوم تربیتی12 خرداد 1402