چکیده مقاله
مقاله به بررسی ارتباط متقابل و هم افزایی میان مفاهیم «شهر اسلامی» و «شهر دوستدار کودک» می پردازد هدف: دو مفهوم، با وجود تعاریف ظاهرا متفاوت، نه تنها متضاد نیستند، بلکه می توانند یکدیگر را تقویت کرده و به خلق فضاهای شهری پایدار و انسانی تر منجر شوند روش: بر تحلیل مفهومی و تطبیقی استوار است ابتدا به تعریف هر یک از مفاهیم پرداخته می شود: «شهر دوستدار کودک» به فضایی اشاره دارد که در آن نیازها، حقوق، و رفاه کودکان شامل سلامت فیزیکی، اجتماعی، شناختی و عاطفی در اولویت برنامه ریزی و طراحی شهری قرار می گیرد، و محیطی امن و حمایتی برای رشد آنها فراهم می آورد این مفهوم فراتر از صرف فضاهای بازی، شامل دسترسی به آموزش باکیفیت، خدمات بهداشتی، فضاهای عمومی امن، و فرصت های مشارکت کودکان است از سوی دیگر، «شهر اسلامی» به شهری اطلاق می شود که اصول، ارزش ها و آموزه های اسلام مانند عدالت، برابری، همبستگی، احترام به حقوق انسان ها، حفظ محیط زیست، و اهمیت خانواده را در ساختار فضایی و اجتماعی خود منعکس می کند نتایج: نشان می دهد که اصول اسلامی، به ویژه تاکید بر مسئولیت پذیری اجتماعی، عدالت، و اهمیت تربیت نسل آینده، به طور ذاتی با اهداف یک شهر دوستدار کودک همسو هستند یک شهر اسلامی واقعی، به حکم آموزه های خود، فضایی را فراهم می آورد که در آن حقوق کودکان رعایت شده، نیازهایشان برآورده گردد و محیطی سالم و حمایتی برای رشدشان مهیا شود با ایجاد زیرساخت هایی نظیر فضاهای بازی امن، مدارس باکیفیت، کتابخانه ها، مراکز فرهنگی، مسیرهای پیاده روی امن، و دسترسی به خدمات بهداشتی، این دو مفهوم به یکدیگر نزدیک می شوند این همگرایی می تواند به شکل گیری سکونتگاه هایی منجر شود که نه تنها از نظر فیزیکی مطلوب، بلکه از نظر اجتماعی و اخلاقی نیز غنی بوده و محیطی محترمانه و امن برای رشد و بالندگی کودکان فراهم می آورند در نهایت، مقاله بر اهمیت ادغام اصول اسلامی در برنامه ریزی شهری برای ایجاد شهرهای دوستدار کودک تاکید می کند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�سین نژاد، ربابه و صارمی، حمیدرضا،1404،آیا شهرهای اسلامی دوستدار کودک هستند؟،سومین کنفرانس بین المللی پژوهش های کاربردی در مهندسی عمران، معماری و شهرساز�
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین کنفرانس بین المللی پژوهش های کاربردی در مهندسی عمران، معماری و شهرسازی30 آبان 1404