چکیده مقاله
پدیدارشناسی به معنای شناخت، مکتبی است که توسط ادموند هوسرل پایه گذاری شد این مکتب در پی آن است که با تفکیک آگاهی باواسطه و بی واسطه از یکدیگر، آگاهی انسان را از پدیدارهای ذهنی که بدون واسطه در ذهن وی ظاهر می شوند و ممکن است حتی عینیتی هم نداشته باشند، مورد مطالعه قرار دهد در مقطع زمانی پساهوسرل، پدیدارشناسی عمدتا فهم و ادراک هستی را مورد توجه قرار می دهد، اما در دوره ی زمانی پیش از هوسرل، پدیدارشناسی با نوعی از تکثر مفهومی مواجه می شود پدیدارشناسی نه یک مکتب فلسفی در میان مکاتب فلسفی معاصر است و نه یک گرایش فلسفی معاصر، بلکه در حقیقت، جنبشی است که به دلایل مختلف، برای افراد مختلف، معانی مختلف دارد از طرف دیگر، پدیدارشناسی، فلسفه ای طرفدار اصالت تجربه به معنای پدیدارشناختی آن است که در جهان بودن یکی از اصول مهم آن می باشد فلسفه جدیدی است که می خواهد خود اشیا را بشناسد و به داده های بی واسطه دست یابد در واقع، پدیدارشناسان به دنبال ارائه یک تعریف قطعی و کامل از موضوع نیستند چرا که ماهیت موضوع را در حال تغییر و تبدیل می بینند پدیدارشناسان برای دستیابی به حقیقت موضوع آن را از زوایای مختلف می نگرند و با بیان های متفاوت توصیف می نمایند پدیدارشناسی به عبارتی یادگیری متفاوت دیدن است ؛ یادگیری کنار گذاشتن پیش داوری های علم و حس مشترک، اجازه دادن به خوداست که بنحوی تیزبینانه و همراه با فراست، پدیده ها را از منظرهای مختلف مورد توجه قرار دهد قصد پدیدارشناسی در معماری، ایجاد نسبتی شفاف بین معماری و هر روزگی در زیست جهان است که در قالب بده بستانه هایی کارکردی تحقق می یابد نخستین اقدام بازگشت به ساختارهای زیربنایی زیست جهان است که در ارتباط با مفهوم فضاییت raumlichkeit هایدگر است روش تحقیق این مقاله، استفاده از منابع اسنادی می باشد و با نگاهی کیفی مسائل را مورد پردازش، آنالیز و تفسیر قرار داده است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�رفی، طیبه و لرزنگنه، افشین و حسین آبادی، کمیل و شرفی، کامجو،1404،بررسی جایگاه پدیدارشناسی در معماری،سومین کنفرانس بین المللی پژوهش های کاربردی در مهندسی عمران، معماری و شهرساز�
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین کنفرانس بین المللی پژوهش های کاربردی در مهندسی عمران، معماری و شهرسازی30 آبان 1404