چکیده مقاله
پژوهش حاضر با هدف بررسی بازتاب مفهوم فقر در آثار سه نویسنده برجسته ادبیات معاصر ایران، یعنی صادق هدایت، جلال آل احمد و صادق چوبک انجام شده است روش تحقیق به کاررفته در این مطالعه کیفی و توصیفی–تحلیلی است و داده ها از طریق مطالعه کتابخانه ای و تحلیل متون گردآوری شده اند در این پژوهش، آثار شاخص این نویسندگان از جمله بوف کور، علویه خانم، زن زیادی، مدیر مدرسه، تنگسیر و روز اول قبر مورد بررسی قرار گرفته و مضامین مرتبط با فقر مادی، فرهنگی و روانی استخراج و تحلیل شده اند نتایج نشان می دهد که هدایت فقر را به صورت فلسفی و وجودی می نگرد و آن را نشانه ای از پوچی و بی پناهی انسان معاصر می داند آل احمد با رویکردی اجتماعی، فقر را حاصل نابرابری، استبداد و غرب زدگی فرهنگی معرفی می کند و چوبک نیز با واقع گرایی اجتماعی، فقر را در قالب تجربه زیسته مردم فرودست و رنج دیده بازنمایی می سازد یافته های این پژوهش نشان می دهد که هر سه نویسنده، علی رغم تفاوت های فکری و سبک شناختی، در ترسیم رنج انسان ایرانی و نقد ساختارهای ناعادلانه اجتماعی هم سو هستند در مجموع، ادبیات معاصر ایران در آثار این سه نویسنده، به مثابه آیینه ای از فقر، تبعیض و نابرابری اجتماعی عمل می کند و کارکردی انتقادی و آگاهی بخش نسبت به جامعه خود دارد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�بحی، فاطمه و سلیمانی، نسیم و مددی، الهه و جعفرزاده، فاطمه،1404،ادبیات و فقر (آثار صادق هدایت، جلال آل احمد، صادق چوبک)،بیست و سومین کنفرانس بین المللی زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و سومین کنفرانس بین المللی زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ30 آبان 1404 · تهران