چکیده مقاله
این مقاله مسئله پاراتکست های درون تصویر را در سه نمونه از پرتره های کلاژی رضا زیارانی، مورد بررسی قرار می دهد واژه ها، برچسب ها، نوارهای فیلم، مهر/تمبر، سفیدمالی و نوار چسب، همگی چگونگی حرکت تفسیر را از سطح همسازه به ناسازه بر اساس نظریات نشانه شناسانه تصویری رولان بارت، و در نهایت تبدیل آن ها به اسطوره را بیان می کند هدف پژوهش در درجه اول نشان دادن سازوکار چارچوب گذاری معنا توسط این واحدها است در مرتبه دوم ردیابی گذار سه سطحی معنا نزد بارت همسازه/ناسازه/اسطوره در سه اثر منتخب، و در نهایت تبیین نقش مادیت سطح لایه گذاری، خراش، پاک کردن در تثبیت یا اخلال این گذار است روش پژوهش، تحلیل نشانه شناختی تصویری با اتکا به آراء بارت و بسط مفهوم پاراتکست است برای هر اثر فهرست همسازه عناصر تهیه شد، پاراتکست های درون تصویر استخراج و خوشه بندی گردید و سپس ماتریس «پاراتکست → ناسازه → اسطوره» تکمیل شد یافته ها نشان می دهد در اثر ۱ واژه خوانای خبری، نوارهای فیلم و سفیدمالی، چهره را به اسطوره «زندگی در آب وهوای رسانه و آرشیو» سوق می دهند؛ در اثر ۲ برچسب های آرشیوی، اسکیس جمجمه و شبکه های هندسی اسطوره «سوژه فانی در بایگانی های دیداری» را می سازند؛ و در اثر ۳ کلمات دست نویس بدنی/جنسی همراه با نوار چسب و نشانه های آناتومیک به اسطوره «بدن پروتکل شده در شبکه های کنترل/درمان» می انجامند نتیجه آن که کلاژ در این آثار صرفا تکنیک نیست، بلکه شیوه معناست؛ پاراتکست های درون قاب، ماشین های مهار/رله و چارچوب گذاری معنا هستند و توضیح می دهند چگونه پرتره معاصر از «چهره» به «روایت» تبدیل می شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
کشاورز، گلناز و زیارانی، رضا،1404،از هم سازه تا اسطوره: پاراتکست های درون تصویر در پرتره های کلاژی رضا زیارانی،بیست و سومین کنفرانس بین المللی زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و سومین کنفرانس بین المللی زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ30 آبان 1404 · تهران