چکیده مقاله
ژانر پیکارسک، که ریشه در ادبیات اروپای قرون وسطی دارد، با ویژگی هایی چون شخصیت های حاشیه ای، روایت های اپیزودیک، و نقد اجتماعی شناخته می شود این سبک روایی، که در ابتدا برای بازنمایی زندگی طبقات فرودست و نقد ساختارهای قدرت به کار می رفت، در ادبیات فارسی معاصر نیز به گونه ای ضمنی یا آشکار حضور یافته است مقاله حاضر با تمرکز بر آثار چهار نویسنده برجسته—صادق هدایت، صادق چوبک، بزرگ علوی و محمدعلی جمال زاده—به بررسی تطبیقی عناصر پیکارسک در داستان های آنان می پردازد هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و تحلیل نحوه بازنمایی شخصیت های حاشیه ای، ساختار روایی اپیزودیک، و نقد اجتماعی در آثار منتخب این نویسندگان است روش تحقیق به صورت کیفی و تحلیلی تفسیری بوده و با بهره گیری از تحلیل محتوای روایت ها و شخصیت ها، تلاش شده است تا میزان نزدیکی این آثار به الگوهای پیکارسک مشخص گردد یافته های پژوهش نشان می دهد که هر چهار نویسنده، با سبک و زبان خاص خود، به بازنمایی زندگی شخصیت هایی پرداخته اند که در حاشیه جامعه قرار دارند؛ روایت هایی که اغلب به صورت اپیزودیک و غیرخطی شکل گرفته اند و در بطن خود حامل نقدی اجتماعی نسبت به ساختارهای فرهنگی، سیاسی و طبقاتی زمانه اند هدایت با خلق راویان منزوی و روایت های سوررئال، چوبک با بازتاب زندگی عامه مردم و زبان کوچه بازاری، علوی با پرداختن به شخصیت های سیاسی و روایت های چندلایه، و جمال زاده با طنز اجتماعی و روایت های عامیانه، هر یک به نوعی عناصر پیکارسک را در آثار خود بازتاب داده اند این مقاله نشان می دهد که ژانر پیکارسک، با وجود تفاوت های فرهنگی و تاریخی، توانسته است در بستر ادبیات فارسی معاصر جایگاهی قابل توجه بیابد و به ابزاری موثر برای نقد اجتماعی و بازنمایی واقعیت های زیستی بدل شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�روی، محمد حسن و حسن زاده میرعلی، عبدالله و شکری، یدالله،1404،بازتاب عناصر پیکارسک در داستان های فارسی معاصر با بررسی تطبیقی آثار هدایت، چوبک، علوی و جمال زاده،بیست و سومین کنفرانس بین المللی زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و سومین کنفرانس بین المللی زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ30 آبان 1404 · تهران