چکیده مقاله
شاهنامه فردوسی به عنوان یکی از مهم ترین متون حماسی و ادبیات کلاسیک فارسی، علاوه بر ارزش های ادبی و هنری، بازتاب دهنده مفاهیم اجتماعی و فرهنگی عمیقی همچون قدرت، عدالت و مقاومت در برابر ستم است پژوهش حاضر با هدف بررسی نحوه بازنمایی گفتمان قدرت و مقاومت در شاهنامه، بر اساس چارچوب نظری تحلیل گفتمان انتقادی ون دایک انجام شده است روش تحقیق در این پژوهش توصیفی–تحلیلی است و داده های آن از بخش هایی از شاهنامه که نمود برجسته تری از روابط قدرت و مقاومت دارند، از جمله داستان ضحاک، قیام کاوه آهنگر و برخی روایت های پهلوانی، استخراج شده اند در فرایند تحلیل، عناصر گفتمانی متن در دو سطح کلان و خرد بررسی شده و استراتژی های ایدئولوژیک متن در بازنمایی قدرت مشروع و قدرت ستمگرانه مورد تحلیل قرار گرفته است یافته های پژوهش نشان می دهد که شاهنامه از طریق قطب بندی ایدئولوژیک میان نیروهای دادگر و ستمگر، به بازنمایی دو گفتمان اصلی می پردازد: گفتمان قدرت مشروع که بر پایه خرد، داد و فره ایزدی استوار است، و گفتمان مقاومت که در قالب کنش قهرمانان و مشارکت مردم در برابر سلطه نامشروع شکل می گیرد همچنین تحلیل ساختارهای زبانی و روایی متن نشان می دهد که فردوسی با بهره گیری از توصیف های ارزشی، استعاره های حماسی و برجسته سازی نقش قهرمانان، به تثبیت ارزش های عدالت محور و هویت فرهنگی ایرانی کمک کرده است در مجموع، نتایج پژوهش نشان می دهد که تحلیل گفتمان انتقادی ون دایک می تواند چارچوبی مناسب برای تبیین ابعاد ایدئولوژیک و اجتماعی شاهنامه فراهم آورد و به درک عمیق تر از رابطه زبان، قدرت و فرهنگ در این اثر کمک کند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�هاری، بهروز،1404،بازخوانی گفتمان قدرت و مقاومت در شاهنامه فردوسی با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی ون دایک،بیست و سومین کنفرانس بین المللی زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و سومین کنفرانس بین المللی زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ30 آبان 1404 · تهران