چکیده مقاله
این پژوهش به بررسی نقش رسانه ها در ایران از منظر قدرت و گفتمان می پردازد و نشان می دهد که چگونه رسانه ها با بهره گیری از سازوکارهای انضباطی، ذهنیت عمومی را شکل می دهند برخلاف قدرت سلطنتی که مبتنی بر نمایش و خشونت مستقیم بود، قدرت مدرن به سوی نظارت پنهان و انضباطی حرکت کرده است؛ قدرتی که از طریق نهادهایی چون مدرسه، زندان، بیمارستان و ارتش، بدن ها را تربیت، کنترل و تنظیم می کند در این میان، رسانه ها به ویژه تلویزیون و شبکه های اجتماعی، به مثابه نهادهای انضباطی نوین عمل می کنند و با بازنمایی هنجارها، نظارت بر رفتارها و تولید گفتمان های خاص، سوژه هایی مطیع، منقاد و خودناظر می سازند برنامه هایی مانند «عشق ابدی» نمونه ای بارز از سوژه سازی رسانه ای در عصر دیجیتال هستند؛ جایی که فرد، تحت تاثیر نظارت دائمی و نگاه عمومی، برای کسب سرمایه نمادین و دیده شدن، هویت خود را بازسازی می کند این بازسازی در چارچوب گفتمان های غالب رسانه ای صورت می گیرد که اغلب ریشه در ارزش های مصرف گرایانه و منطق سرمایه داری دارند در چنین فضایی، رسانه ها نه تنها بازتاب دهنده واقعیت نیستند، بلکه خود واقعیت را تولید می کنند؛ واقعیتی که در خدمت بازتولید قدرت و نظم اجتماعی مطلوب رسانه هاست در نتیجه، رسانه ها در ایران فراتر از ابزار اطلاع رسانی، به عنوان نهادهایی انضباطی و گفتمانی عمل می کنند که در فرآیند سوژه سازی، بازتولید قدرت و کنترل اجتماعی نقش محوری دارند این مقاله تلاش دارد تا با تحلیل نمونه های عینی، نشان دهد چگونه رسانه ها در عصر دیجیتال، بدن ها و ذهن ها را به انقیاد درآورده و سوژه هایی مطابق با منطق سرمایه داری رسانه ای تولید می کنند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�بدی، آرزو،1404،رسانه های نوین و تولید سوژه های مصرف گرا: واکاوی نظریه های فوکو و بودریار در بستر ایرانی با مطالعه موردی برنامه عشق ابدی،بیست و سومین کنفرانس بین المللی زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و سومین کنفرانس بین المللی زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ30 آبان 1404 · تهران