چکیده مقاله
یکی از بنیادی ترین چرخش های اندیشه فلسفی در قرن بیستم، گذار ویتگنشتاین از زبان به مثابه بازنمود، به زبان به مثابه کنش و «بازی زبانی» است؛ چرخشی که پیامدهای آن از فلسفه تحلیل زبانی فراتر رفته و به هنر، به ویژه تئاتر مدرن سرایت می کند در این مقاله، با رویکردی تحلیلی توصیفی، تلاش می شود نشان داده شود که چگونه می توان زبان دراماتیک را نه صرفا وسیله ای برای انتقال دیالوگ و روایت، بلکه به مثابه نوعی بازی زبانی فهم کرد که در آن معنا در بستر کاربرد، موقعیت، سکوت، و قواعد نانوشته صحنه شکل می گیرد مسئله اصلی پژوهش آن است که زبان تئاتر مدرن به ویژه در آثار تورنتون وایلدر چگونه از قالب بازنمایی واقعیت فاصله می گیرد و بدل به کنشی می شود که هستی شخصیت ها، ساختار موقعیت و تجربه زیسته مخاطب را در خود بنا می کند با تحلیل نمایشنامه های شهر، پوست دندان های ما، شام طولانی کریسمس ثابت می شود که وایلدر با حذف تزیینات صحنه، تعلیق روایت کلاسیک و استفاده از سکوت ها، گفتارهای گسسته و راویان بیرونی، زبان را از سطح بازنمایی به سطح بازی، آفرینش و آگاهی ارتقا می دهد این رویکرد با ایده ویتگنشتاین مبنی بر اینکه «معنا نه در ذهن، بلکه در کاربرد و زمینه زندگی شکل می گیرد» پیوند می خورد و امکان صورت بندی مفهومی تازه ای از «زبان دراماتیک» را فراهم می آورد این مقاله می کوشد تا به روش تحلیلی توصیفی نشان دهد که بازی های زبانی ویتگنشتاین می تواند به مثابه الگویی نظری برای فهم تئاتر مدرن به کار گرفته شود؛ الگویی که در آن سکوت، خلا، شکست زبان و حتی عدم گفت وگو نیز به منزله گونه ای زبان و کنش معنا ساز تفسیر می شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
فرشچیان، گلاره و منطقی فسایی، زهرا گلناز،1404،زبان دراماتیک به مثابه بازی زبانی: بازخوانی نظریه ویتگنشتاین در آثار تورنتون وایلدر و تئاتر مدرن،بیست و سومین کنفرانس بین المللی زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و سومین کنفرانس بین المللی زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ30 آبان 1404 · تهران