چکیده مقاله
غزل فارسی همواره بستری برای بازنمایی مفاهیم عشق و معشوق بوده است در گذر از سنت به دوران معاصر، سیمای معشوق در شعر شاعران نوغزل سرا دستخوش دگرگونی های چشمگیری شده است حسین منزوی، یکی از برجسته ترین غزل سرایان معاصر، در آثار خود تصویری تازه و منحصر به فرد از معشوق ارائه می دهد؛ تصویری که فراتر از توصیف های زیباشناسانه است و ابعاد فلسفی، اسطوره ای و هستی شناسانه می یابد محبوب در جهان شعری او نه صرفا چهره ای انسانی، بلکه سرچشمه ی الهام، مظهر کمال، رمز رهایی و حقیقتی فرازمینی است که تمامی حیات شاعرانه از او مایه می گیرد پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش توصیفی تحلیلی انجام شده است در این تحقیق، اشعار حسین منزوی با تمرکز بر مضمون معشوق بررسی و تحلیل گردیده و یافته ها نشان می دهد که در نگاه او، معشوق «اصل معنا» و «گوهر عشق» است؛ به گونه ای که جدایی میان عشق و محبوب ممکن نیست و عشق بی معشوق مفهومی پوچ و مرده خواهد بود بر این اساس، معشوق در شعر حسین منزوی نه تنها موضوع تغزل، بلکه فلسفه ی زندگی و بنیان هستی شاعر تلقی می شود؛ نگرشی که شعر او را در میان غزل سرایان معاصر متمایز می سازد و به غزل فارسی هویتی نو می بخشد در واقع، واکاوی جایگاه معشوق در اشعار منزوی نشان می دهد که محبوب در این جهان شعری به مرتبه ای هستی شناسانه ارتقا یافته و به عنوان محور اندیشه و آفرینش ادبی شاعر ایفای نقش می کند بدین سان، بررسی این جایگاه می تواند سهم منزوی را در تحول نگاه معاصر به عشق و تغزل آشکار سازد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�مالی هل آباد، امیرحسین،1404،واکاوی جایگاه معشوق در آینه ی شعر حسین منزوی،بیست و سومین کنفرانس بین المللی زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و سومین کنفرانس بین المللی زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ30 آبان 1404 · تهران