چکیده مقاله
امروزه یادگیری فردی و سازمانی بهترین راه شناخت عوامل، شرایط، مقتضیات و کلیت محیط درونی و بیرونی سازمان و اقدام موثر در جهت افزایش کیفیت و اثربخشی سازمان است این دیدگاه درچارچوب مفهوم مدرسه یادگیرنده به عنوان سازمان، مفهوم سازی می شود و بر این فرض بنا شده است که مدرسه از این طریق، کیفیت و توان لازم را برای انجام دادن اثرخبش و کارآمد رسالت آموزشی و پرورشی را خواهد داشت بنابراین هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین سازمان یادگیرنده با مدیریت کیفیت فراگیر در بین معلمان مقطع متوسطه مدارس آموزش و پرورش شهرستان زابل می باشد پژوهش حاضر برحسب هدف کاربردی و از نظر اجرا از نوع توصیفی همبستگی است که محقق در آن درصدد پیدا کردن رابطه بین سازمان یادگیرنده و مولفه های آن با مدیریت کیفیت فراگیر در مدارس آموزش و پرورش زابل می باشد جامعه آماری پژوهش کلیه معلمان مقطع دبیرستان، که تعداد آنها 700 نفر می باشد و برای تعیین حجم نمونه، با استفاده از جدول مورگان تعداد 248 نفر انتخاب شدند جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه سازمان یادگیرنده واتکینز و مارسیک 2008 و مدیریت کیفیت فراگیر TQM از موسسه کیفیت فدرال آمریکا 2005 که روایی و پایایی آنها مورد تایید قرار گرفته، استفاده شده است در پژوهش حاضر با بهره گیری از نرم افزار SPSS نسخه 20 از آزمون های استنباطی متناسب استفاده شده ا ست یافته های تحقیق نشان داد که سازمان یادگیرنده و مولفه های آن با مدیریت کیفیت فراگیردر بین معلمان مقطع متوسطه مدارس آموزش و پرورش زابل ارتباط معنادار و مثبت دارد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�رگزی، حسینعلی و راهدارپور، جواد و اکاتی، حمید،1397،ارتباط سازمان یادگیرنده با مدیریت کیفیت فراگیردر بین معلمان مقطع متوسطه مدارس آموزش و پرورش زابل،دومین همایش بین المللی مدیریت، حسابداری و اقتصاد در توسعه پایدار،مشهد
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی مدیریت، حسابداری و اقتصاد در توسعه پایدار20 خرداد 1397 · مشهد