چکیده مقاله
طبیعت را میتوان از بزرگترین آثار هنرمندانه خداوند برشمرد،که انسان بعنوان جانشین خدابرروی زمین،کاشف وعاملی مهم درحفظ وبرقراری تعادل وتوازن با آن بوده است آدمی ازطبیعت جدانیست وجزئی ازنظام آن است، درطبیعت ریشه داردوبه آن وابسته است سرشت انسان،دوستدارزیبایی است وناخودآگاه بسمت طبیعت کشیده میشودو به همین سبب روح او،ازحضوروکنکاش درطبیعت سیری نمی پذیردو به تبع آن طبیعت نیز،دست دوستی آدمی را به مؤدت پذیرا بوده است ولی دیری نمی پاید که قرنهاوصال آدمی باطبیعت درصلح ودوستی،ناگهان به ستیزی بیرحمانه ازسوی انسان تغییرچهره میدهدوطبیعت موردهجوم ناجوانمردانه ی این کهنه رفیق قرارمی گیرد نتیجه ی این عهدشکنی چیزی جزویرانی ونابودی دو سویه هم برای انسان وهم طبیعت به جانمیگذارد دراین مقاله تلاش برآن بوده که باپاسخگویی به دوپرسش ذیل،به تبیین کیفیت حضورطبیعت درمعماری وفضای سکونت آدمی بپردازیم؛به راستی رابطه ی حقیقی انسان وطبیعت در رویکردهای معمارانه ی ادوار مختلف تاریخ به چه صورت بوده است؟آیا هنرنمایی معماران درطبیعت، درتوازن با هنر یگانه معمار هستی است یا در تقابل با آن؟برای دستیابی به آنچه گفته شد،نگارنده ها براساس مطالعات کتابخانه ای وبه شیوه ی پژوهش توصیفی وتحلیلی،ابتداریشه های فلسفی طبیعت درمعماری دوره های سنت،مدرن وپست مدرن راجستجو میکنندوسپس بامقایسهی نقش وجایگاه طبیعت در هرکدام ازآنها،جنبه های مختلف هریک رادرحیطه ی معماری به بحث میگذارند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�سینی، نوشین و شریفی، پریا،1399،معماری در توازن با طبیعت یا در تقابل با آن؛(بررسی جایگاه طبیعت دردوره های سنت،مدرن وپست مدرن)،هشتمین کنفرانس بین المللی نوآوری و تحقیق در علوم مهندس�
ارائهشده در
مجموعه مقالات هشتمین کنفرانس بین المللی نوآوری و تحقیق در علوم مهندسی2 اسفند 1399