چکیده مقاله
اگر ما فرهنگ را مجموعه ای از باورها،نطام معرفت ، روش انجام کار،الگوها وارمانها تعریف کنیم بدیهی است اعتلای بخش های فرهنگی در نهادها و سازمانها و آحاد جامعه تاثیر مستقیمی بر فرآیند تصمیم گیری و تصمیم سازی اقتصادی در ابعاد خرد و کلان خواهد داشت در دهه ی اخیر اجماع عمومی در بین اقتصاددانان شکل گرفته است که نهادها از جمله عوامل اصلی و موثر بر رشد و توسعه اقتصادی هستند اما نکته اساسی این است که در میان نهادهای موجود، کدام یک از آنها در تاثیرگذاری بر رشد اقتصادی از اهمیت بیشتری برخوردارند پاسخ به این پرسش باعث ارائه چهارچوبی برای اصلاحات نهادی خواهد بود نهادگرایی رویکردی میان رشته ای است که از دانشهایی مانند روانشناسی، جامعه شناسی، مردم شناسی و حقوق استفاده میکند تا رفتار عاملان اقتصادی را فهم کند و مفروضات دقیق تری برای وصف رفتار آنان ایجاد کند ارزیابی نهادها میتواند یک محیط مناسب برای انطباق با راه حلهای مبتنی بر همکاری که تغییرات و رشد اقتصادی را تسریع میکند بوجود آورد اقتصاد نهادگرا بر نقش محوری نهادها در توسعه اقتصادی تاکید دارد اقتصاد نهادگرای جدید تلاشی برای ترکیب نظریه نهادها در اقتصاد است با توجه به اینکه کیفیت نهادها تاثیر شگفتی بر رقابتپذیری هزینه ها و توزیع منافع حاصل از سیاستهای توسعه و رشد جوامع ایجاد میکند؛ سوال اصلی این مقاله آن است که چالش های فرهنگی اقتصاد ایران چگونه از منظر نهادگرایی بخصوص الگوی چهارسطحی ویلیامسون ارزیابی میشود فرضیه مقاله این است که طبق الگوی چهارسطحی ویلیامسون عوامل اجتماعی وفرهنگی ونهادهایی چون خلق وخو،آداب و رسوم،هنجارها، تغییرعادات و قواعدو قراردادهای رسمی یاتعهدات درون گروهی حقوق مالکیت ،بررسی ساختار حاکمیتی،چگونگی تخصیص منابع در ایران می تواندمنجر به رشد و توسعه اقتصادی ایران شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�خشنده، فاطمه،1399،چالش های فرهنگی اقتصاد ایران،پنجمین کنفرانس بین المللی پژوهش های نوین در مدیریت،اقتصاد،حسابداری و بانکدار�
ارائهشده در
مجموعه مقالات پنجمین کنفرانس بین المللی پژوهش های نوین در مدیریت،اقتصاد،حسابداری و بانکداری10 تیر 1399