چکیده مقاله
شالودهشکنی یا واسازی، از نظریات زبانی فلسفی جدید آمده است که با حوزه فلسفه پساساختارگرایی و پسامدرنیته در ارتباط است دریدا، شالودهشکنی را وجه دیگر نقد متافیزیک میداند و بیان میکند که به معنای ضد ساختارگرایی نیست این اصطلاح معنای “تخریب” را نمی دهد درحالی که از “شالوده شکنی” یا “ساختارشکنی” ایده “شکستن” و “خراب کردن” متبادر می شود در کلمه مرکب Déconstruction واژه construction وجود دارد که به معنای ساختن و ساختمان است درحالی که “شالوده” در زبان فارسی پایه طبیعی یا مصنوعی زیربنای ساختمان است و نه خود آن از سوی دیگر construction در زبان فرانسه به معنای فرایند و عمل ساختن و بنا کردن نیز هست درحالی که “شالوده” به لحاظ مضمونی تهی از چنین مضمونی است بدین سان، “شالوده شکنی” از هر لحاظ چه در نام “شالوده” و چه در فعل “شکستن” ترجمه فارسی دقیق و صحیحی نیست با این همه، از آنجا که در ادبیات فلسفی و سیاسی ایران، “ساختارشکنی” یا “شالوده شکنی” متداول شده اند، ما نیز در این جا، البته با حفظ تمام ایرادهای خود، این عبارات را به کار می بریم اگرچه شالودهشکنی تاکنون در حوزه وسیعتری از مدیریت به کار گرفته نشده است، اما محققان در زمینه نظریهسازمان برخی از ایدههای اصلی آن را اتخاذ کردهاند که در این تحقیق به بررسی این مساله پرداخته شد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
هاشمی، حسین،1404،چگونگی شالودهشکنی فرهنگسازمانی با نگاه به سازمانهای ایرانی،سومین کنفرانس بین المللی کارآفرینی اجتماعی و توسعه پایدار
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین کنفرانس بین المللی کارآفرینی اجتماعی و توسعه پایدار30 خرداد 1404